تشکیل فرهنگستان زبان ترکی باعث مصون ماندن ملت از تعرض و ایجاد وحدت  ملی می شود

 شنبه / ۲۵ آبان ۱۳۹۸ / ۱۱:۲۳

  • دسته‌بندی: آذربایجان شرقی
  • کد خبر: 98082516063
  • خبرنگار : 50012
  • چاپ

نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی:

فرهنگستان زبان فارسی باید به فرهنگستان زبان ایران تبدیل شود

احمد علیرضا بیگی

ایسنا/آذربایجان شرقی نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر این‌که تبدیل فرهنگستان زبان فارسی به فرهنگستان زبان ایران خواسته‌ی اصلی و واضح ما از دولت است، گفت: فرهنگستان زبان ایران می‌تواند پشتوانه‌ی تمامی زبان‌های کشور و مانع دخالت و اختلاف افکنی مابقی شود.

احمدعلیرضا بیگی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که بالندگی و رشد و شکوفایی فرهنگ، ادبیات ترکی، هنر و موسیقی خواسته‌ی بدیهی ما است، اظهار کرد: زمانی که برای شکوفایی فرهنگ و ادبیات یک ملت محدودیت ایجاد می‌شود، آن ملت به ناچار خواسته‌های خود را در فضاهای بیگانه و کشورهای دیگر دنبال می‌کند و این عامل بیگانه با سوء استفاده و چاشنی سم و زهر خواسته‌های مردم را محقق میکند، در حالی که همین بیگانه‌ها هیچ تاریخ و هویت مستقلی ندارند.

وی ادامه داد: براساس شواهد تاریخی، زمانی که اتحادیه شوروی فروپاشید، همین بیگانه‌ها خود را به آب می‌انداختند تا خود را به کشور ما برسانند.

نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: زمانی که یک ملت برای شکوفایی فرهنگ خود محدود می‌شود، نتیجه‌ی آن جز الهام گیری از کشورهای بیگانه نخواهد شد و این عامل نیز برای ما اسباب تاثیرات نامناسب سیاسی می‌شود.

وی با تاکید بر این‌که فرهنگ و هویت ما به دلیل قابلیت و توانایی می‌تواند در جغرافیای پیرامون کشور به عنوان قدرت نرم تاثیر گذار شود، گفت: به عنوان مثال جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌ی ادبیات عاشورا مرجعیت کاملی نسبت به جغرافیای پیرامون خود دارد و کسی در این مورد به مرزها توجهی ندارد، در گذشته‌ی دور نیز این مرجعیت در آذربایجان وجود داشت، زمانی که قدرت نرم افزاری را از خود دریغ می‌کنیم، این عامل برعکس عمل می‌کند.

وی افزود: دولت برای شکوفایی و بالندگی فرهنگ ادبیات مردم برنامه ریزی کند، اگر دولت و سیستم نتواند این امر را تحقق کند قطعا افراد بیگانه این کار را انجام خواهند داد و سلیقه‌های خود را در این کار اعمال خواهند کرد.

بیگی بیان کرد: اکنون در کشوری مانند ترکیه یک فرد تبعه‌ی ترک نمی‌تواند با نوشته‌های قبر جد خود ارتباط عاطفی و معنوی برقرار کند؛ چرا که زبان حک شده روی قبر از لحاظ نوشتاری و الفبا متفاوت از زبان امروزی آن‌هاست.

وی تاکید کرد: برخی افراد با مطرح کردن موضوعات نامربوط و بی ربط، حرکت هویتی ما را، حرکتی واگرانه جلوه می‌دهند، در حالی که ایران از آذربایجان تشکیل شده و تبریز اولین پایتخت شیعه‌ی این کشور شده است.

 نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر این‌که فرهنگستان زبان ترکی باید تشکیل یابد، گفت: تشکیل فرهنگستان زبان ترکی باعث مصون ماندن ملت از تعرض و ایجاد وحدت ملی می‌شود و قطعا عامل تاثیرگذار قدرت نرم در جغرافیای پیرامونمان خواهد شد ولی متاسفانه برخی از افراد با حرکات نامناسب، تفکر بیگانه‌ای را تقویت می‌کنند.

نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی افزود: عملکرد تاریخی ما مشخص است و این عوامل هیچ منافاتی با وحدت ملی ندارد، شاید در خصوص تشکیل فرهنگستان به مطالبات نمایندگان جوابی دهند و موضوع زبان ترکی را در دستور کار قرار دهند ولی ما خواستار فراهم کردن زیرساخت‌های لازم آن هستیم، البته انتظار نداریم دولت فعلی بتواند در این رابطه کاری انجام دهد.

وی در خصوص حذف انحصاری تدریس زبان انگلیسی در مدارس، اظهار کرد: بنده این طرح را امضا نکرده و هیچ اعتقادی به آن ندارم، زبان انگلیسی امکان برقراری ارتباط با سطح بین المللی فراهم کرده است.

انتهای پیام---نظر بایراق----متوجه باشید دو دهه وحتی یک دهه قبل وقتی  دانش آموخته ای در آذربایجان چنین می گفت  نام پان تورک براو می نهادند  و اگر شایسته ترین و باتقواترین  مدیر روزگار بود دیگر هیچ شانسی برای ابراز وجود وخدمت به او نمی دادند و یا چنان شخصیت وی را تخریب می کردند که با یک مرده  هیچ تفاوتی نداشت  اما اینک چی  بقول  یکی از فرزندان راستین حضرت علی (ع) یعنی سید محمد حسین شهریار... بورولور سئل تک انقلابیمز دورولماقدادیر  منجیلابیمز و....یا بقول مرحوم  سهند شاعری از دیار مراغه  بولوت قره چورلو  ...ائشیت بو نه سسدی  قیرلان زنجیردی سینان قفسدی و....-اینک بیداری تعمیم پیدا کرده  تقریبا همه نمایندگان مجلس شورای اسلامی  از اقلیم آذربایجان  به دفاع از زبان مادری (ملی)خود برمی خیزند خیلی از این آقایان چند صباح پیش  بر چنین مطالباتی می تاختند  آقایان اسلام دینی جهانیست نیامده  برای مردمان  تکلیف کند به چه زبانی صحبت کنید  ائمه معصومین (ع) با هر قومی به زبان ملی آنها صحبت می کردند عربی فارسی وترکی سه زبان بزرگ قلب جهان اسلام یعنی همان جائیست  که به خاورمیانه مشهور است  همانگونه که سه زبان  اصلی اورپا  یعنی انگلیسی وفرانسه وآلمانی والبته تاحدودی روسی نیز  اینک به هم به چشم مزاحم  نگاه نمی کنند  قرآن یک تعبیر عجیبی دارد  به کسانی که  شاید متحیر هستند و شاید دودل  شاید نگران شاید ...نمی دانم می فرماید فکرت به کار ببندید  شاید به مفهوم اینکه  احساس را کنار بگذارید وعقل پیشه کنید  و....من که  تفسیر بلد نیستم پس  گفتم شاید- باز در همان قرآن می خوانیم  خداوند بندگانش را در رنگها زبانها و....مختلف آفریده .....-احساست  ناسیونالیستی  و گمراه کننده جهان گمراه به اذهان برخی روشنفکران یا بگوییم روشنفکران گمراه جهان اسلام سرایت کرده  ومردم رابا نوشته ها وتحلیلهای  خودخواهانه خود  متحیر وسرگردان  می کنند بگذارید احکام نورانی اسلام در کشور عزیز ما  بیشتر جاری شود وجهان  مایوس از کمونیسم وسرمایه داری و نژاد پرستی  متوجه آیین جهانی اسلام شوند

وزارت خارجه به جهت حفظ رابطه با ارمنستان به آلودگی رود ارس  آذربایجان مظلوم ایران  اهمیت نمی دهد

کدخبر : 40086

حوزه: اجتماعی, اخبار برگزیده, تک خبر ویژه, مجلس, محیط زیست ۲۴ آبان, ۱۳۹۸ :: ۱۸:۰۹کد خبر : 94452

نماینده مردم مرند و جلفا:

عدم رسیدگی به وضعیت رود ارس به خاطر حفظ رابطه با ارمنستان/ رسانه های آذربایجان شریک جرم نمایندگان هستند

عدم رسیدگی به وضعیت رود ارس به خاطر حفظ رابطه با ارمنستان/ رسانه های آذربایجان شریک جرم نمایندگان هستند نماینده مردم مرند و جلفا در مجلس گفت: وزارت امور خارجه، بخاطر حفظ رابطه با کشور ارمنستان پیگیری آلودگی رود ارس از سوی ارمنستان را مسکوت نگه داشته است.

به گزارش آژانس خبری «تبریزمن» به نقل از رسانه های محلی، محمد حسن نژاد در ارتباط با آلودگی رود ارس و تشدید آن در روزهای اخیر گفت: موضوع پساب و آلودگی های موجود در رود ارس بحث ملی است و فقط مربوط به مرند و جلفا و شهرهای حاشیه این رود نمی شود و بنده در چندین مورد پیگیر این مسئله از ارگان های مربوطه شده ام.

وی در مورد نتیجه پیگیری های خود اظهار داشت: بحث آلودگی ارس از سوی کشور ارمنستان به طور مستقیم به وزارت امور خارجه مربوط می باشد و این وزارتخانه نیز بخاطر حفظ رابطه با کشور ارمنستان این قضیه را مسکوت نگه داشته است.

نماینده مرند و جلفا با اشاره به نقش رسانه های آذربایجان در تأثیرگذاری بر افکار عمومی کشور، خاطرنشان کرد: نخبگان آذربایجان خانه نشین شده اند و آذربایجان فاقد رسانه مستقل و سراسری می باشد. این موضوع نیز باعث شده ما نتوانیم بر افکار عمومی کشور تاثیرگذار باشیم و مشکلات منطقه ای را به نحو احسن به مرکز برسانیم.

وی ادامه داد: نمونه این اتفاقات همین موضوع آلودگی چندین ساله رود ارس از سوی ارمنستان و مورد آخر را نیز در زلزله اخیر شاهد هستیم که آذربایجان در ماتم عزیزانش در زلزله عزاداری می کند و رئیس جمهور کشور در کرمان و یزد سخنرانی های آتشین می کند.

حسن نژاد افزود: همه این ها به دلیل عدم تاثیرگذاری بر افکار عمومی کشور می باشد که در این امر رسانه ها شریک جرم نمایندگان و مسئولین آذربایجان هستند.

دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۱

فاقددیدگاه

نماینده مردم مرند و جلفا در صحن علنی مجلس؛

تفرقه‌افکن کسی است که در سریال گیله‌وا به تورک‌ها توهین می‌کند

محمد حسن‌نژاد در صحن علنی مجلس گفت: من پانتورک نیستم آن کسی تحریک کننده قومیتی است که با تخریب یک قوم و یا محروم نگهداشتن یک قوم از حقوق اولیه تصریح شده در قانون اساسی، برادرها را نسبت به یکدیگر بدبین می کند،  تفرقه‌افکن کسی است که در یک فیلم پخش شده در صدای و سیمای ملی، سریال گیله‌وا، با آوردن یک سکانس غیرضروری و غیرمرتبط با فیلم، به تورک‌ها توهین می کند تا بتواند فتنه ای در کشور به پا کند.

به گزارش دورنانیوز، نماینده مردم مرند و جلفا در قسمتی از نطق امروز خود در مجلس شورای اسلامی گفت:  بحث بعدی در خصوص عدالت منطقه‌است، همانقدر که تهرانی‌ها در ایران سهم دارند که آن بلوچ مرزنشین دارد، زمانی که مرکز ایران نیاز به آزادراه و زیرساخت داشت با پول مرزنشین، با پول من آذربایجانی و بلوچ آزاد راه ساختید و گفتید وظیفه دولت است حال که سهم من مرزنشین، زیرساخت است، می‌گویند بخش خصوصی؛ روزی که با پول من و پول نفت من در مرکز کشور کارخانه می‌ساختند وظیفه دولت بود و حالا که می‌خواهیم مرزها را آباد کنیم می‌شود اصل ۴۴ و خرج از پول ملت و حرام؛ الان که می‌خواهند نفت از سر سفره‌ها با افزایش مالیات برداشته شود، آن کارخانه‌هایی که با پول من در مرکز کشور ساخته شده است، می‌گویند مالیات استانی شود، چگونه وقتی با پول من در مرکز کشور کارخانه می‌ساختید می‌شدیم برادر اما حالا که سفره برادر بزرگتر باید برای زیرساخت من پول بدهد شدیم غریبه؟! این کارها باعث رشد کاریکاتوری شدیم که دود آن به چشم همان مرکز نشین خواهد رفت؛ نمونه‌اش آمایش سرزمینی را رعایت نکرده‌ایم و فولاد مبارکه و ذوب آهنی که سهم بندرعباسی‌ها بود به اصفهان آوردیم و حالا آنها شده‌اند بلای جان اصفهانی‌ها؛ آوردیم صندوق توسعه ملی راه انداختیم و چون مرزها زیرساخت نداشتند ولی مرکز داشت، صندوق توسعه ملی نیز مال مرکزنشین‌ها شد و سهم ما شد حسرت. برای نمونه شاید برخی‌ها فکر کنند آذربایجان‌شرقی خیلی پیشرفته است اما تولید ناخالص آذربایجانشرقی ۷۰ درصد میانگین کشوری است یعنی از میانگین کشوری عقبیم، رشد جمعیت آذربایجان‌شرقی نصف رشد جمعیت کشور است یعنی به دلیل نبود زیرساخت مردم مهاجرت می‌کنند. اگر می‌خواهیم ایران رشد کند باید همگی باهم رشد کنیم.

حسن‌نژاد با اشاره به موضوع «ایران برای تمامی اقوام» افزود: من فرزند آذربایجانم اما کدام آذربایجان، آذربایجان ایران، آذربایجانی که بنابه فرموده مقام معظم رهبری ، سر ایران است، آذربایجان جانباز که خامنه‌ای‌دن آیریلماز، آذربایجان کی اویاخدی انقلابا دایاخدی، آذربایجانی که در طول تاریخ برای ایران بیش از هرجایی جان داده و می‌دهد و خواهد داد؛ پس بدون ایران، آذربایجان معنایی ندارد. عزیران من یک تورک هستم اما تورک ایران، تورک برادر فارس، لر، تورکمن، عرب و بلوچ؛ تورکی که برای تمامیت ارضی ایران جان داده و می دهد، تورکی که برای نام خلیج‌فارس جان داده و می‌دهد اما ایران یک کشور چند قومیتی است همان قدر من سهم دارم که فارس، بلوچ و عرب و ترکمن سهم دارد. من انتظار دارم همانقدر که من برای برادر فارسم می‌میرم، فارس هم برای من تب کند؛ همانقدر که من برای نام خلیج فارس تعصب دارم، فارس نیز برای اسامی تورکی آذربایجان تعصب داشته باشد همانقدری که من برای پالایش زبان فارسی هزینه می‌کنم، انتظار دارم شما نیز از سهم خود برای آموزش زبان تورکی، کردی و بلوچی هزینه کنید، قانون اساسی که میثاق ملی ماست نگفته است ایران یک زبان دارد بلکه گفته ایران یک زبان رسمی دارد و تعدادی زبان اقوام که باید پاس داشته و تدریس شوند.

نماینده مردم مرند و جلفا در قسمتی از نطق خود در مجلس شورای اسلامی با اشاره به توهین سریال گیله‌وا به تورک‌های کشور، گفت: گفت: من پانترک نیستم آن کسی تحریک کننده قومیتی است که با تخریب یک قوم و یا محروم نگهداشتن یک قوم از حقوق اولیه تصریح شده در قانون اساسی، برادرها را نسبت به یکدیگر بدبین می کند،  تفرقه‌افکن کسی است که در یک فیلم پخش شده در صدای و سیمای ملی، سریال گیه‌وا، با آوردن یک سکانس غیرضروری و غیرمرتبط با فیلم، به تورک‌ها توهین می کند تا بتواند فتنه ای در کشور به پا کند. بخدا ما تورک‌ها، از هر ایرانی، ایرانی‌تریم و تاریخ نشان داده بیش از هرکسی برای تمامیت ارضی آن زحمت کشیده‌ایم، بیایید با دادن ابتدایی‌ترین حق اقوام یعنی تدریس زبان مادری، وحدت ملی را تقویت کنیم؛ یاشاسین ایران، یاشاسین آذربایجان.-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---هرچی که لازم بوده این نماینده محترم گفته-- از چه کسی آنتظار هست سخن بگوید  ائمه محترم نماز جمعه آذربایجان زنجان اردبیل قزو.ین آستارا و...هر شهری که صلاح می دانید شما ها که مورد اعتماد مقامات بلند پایه نظام اسلامی هستید  پیشنهاد من اینست حداقل هرشش ماه یکبار گرد هم بیائید و مسائل مهم سیاسی اقتصادی زیست محیطی  وفرهنگی و مهاجرتها و کاهش موالید آقلیم آذربایجان....پدافند غیر عامل منطقه ای را  مورد بحث قرار دهید و  هر چه که لازم هست به گوش مقامات  حاکمیتی کشور برسانید

وزارت خارجه به جهت حفظ رابطه با ارمنستان به آلودگی رود ارس  آذربایجان مظلوم ایران  اهمیت نمی دهد

کدخبر : 40086

حوزه: اجتماعی, اخبار برگزیده, تک خبر ویژه, مجلس, محیط زیست ۲۴ آبان, ۱۳۹۸ :: ۱۸:۰۹کد خبر : 94452

نماینده مردم مرند و جلفا:

عدم رسیدگی به وضعیت رود ارس به خاطر حفظ رابطه با ارمنستان/ رسانه های آذربایجان شریک جرم نمایندگان هستند

عدم رسیدگی به وضعیت رود ارس به خاطر حفظ رابطه با ارمنستان/ رسانه های آذربایجان شریک جرم نمایندگان هستند نماینده مردم مرند و جلفا در مجلس گفت: وزارت امور خارجه، بخاطر حفظ رابطه با کشور ارمنستان پیگیری آلودگی رود ارس از سوی ارمنستان را مسکوت نگه داشته است.

به گزارش آژانس خبری «تبریزمن» به نقل از رسانه های محلی، محمد حسن نژاد در ارتباط با آلودگی رود ارس و تشدید آن در روزهای اخیر گفت: موضوع پساب و آلودگی های موجود در رود ارس بحث ملی است و فقط مربوط به مرند و جلفا و شهرهای حاشیه این رود نمی شود و بنده در چندین مورد پیگیر این مسئله از ارگان های مربوطه شده ام.

وی در مورد نتیجه پیگیری های خود اظهار داشت: بحث آلودگی ارس از سوی کشور ارمنستان به طور مستقیم به وزارت امور خارجه مربوط می باشد و این وزارتخانه نیز بخاطر حفظ رابطه با کشور ارمنستان این قضیه را مسکوت نگه داشته است.

نماینده مرند و جلفا با اشاره به نقش رسانه های آذربایجان در تأثیرگذاری بر افکار عمومی کشور، خاطرنشان کرد: نخبگان آذربایجان خانه نشین شده اند و آذربایجان فاقد رسانه مستقل و سراسری می باشد. این موضوع نیز باعث شده ما نتوانیم بر افکار عمومی کشور تاثیرگذار باشیم و مشکلات منطقه ای را به نحو احسن به مرکز برسانیم.

وی ادامه داد: نمونه این اتفاقات همین موضوع آلودگی چندین ساله رود ارس از سوی ارمنستان و مورد آخر را نیز در زلزله اخیر شاهد هستیم که آذربایجان در ماتم عزیزانش در زلزله عزاداری می کند و رئیس جمهور کشور در کرمان و یزد سخنرانی های آتشین می کند.

حسن نژاد افزود: همه این ها به دلیل عدم تاثیرگذاری بر افکار عمومی کشور می باشد که در این امر رسانه ها شریک جرم نمایندگان و مسئولین آذربایجان هستند.

دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۱

فاقددیدگاه

نماینده مردم مرند و جلفا در صحن علنی مجلس؛

تفرقه‌افکن کسی است که در سریال گیله‌وا به تورک‌ها توهین می‌کند

محمد حسن‌نژاد در صحن علنی مجلس گفت: من پانتورک نیستم آن کسی تحریک کننده قومیتی است که با تخریب یک قوم و یا محروم نگهداشتن یک قوم از حقوق اولیه تصریح شده در قانون اساسی، برادرها را نسبت به یکدیگر بدبین می کند،  تفرقه‌افکن کسی است که در یک فیلم پخش شده در صدای و سیمای ملی، سریال گیله‌وا، با آوردن یک سکانس غیرضروری و غیرمرتبط با فیلم، به تورک‌ها توهین می کند تا بتواند فتنه ای در کشور به پا کند.

به گزارش دورنانیوز، نماینده مردم مرند و جلفا در قسمتی از نطق امروز خود در مجلس شورای اسلامی گفت:  بحث بعدی در خصوص عدالت منطقه‌است، همانقدر که تهرانی‌ها در ایران سهم دارند که آن بلوچ مرزنشین دارد، زمانی که مرکز ایران نیاز به آزادراه و زیرساخت داشت با پول مرزنشین، با پول من آذربایجانی و بلوچ آزاد راه ساختید و گفتید وظیفه دولت است حال که سهم من مرزنشین، زیرساخت است، می‌گویند بخش خصوصی؛ روزی که با پول من و پول نفت من در مرکز کشور کارخانه می‌ساختند وظیفه دولت بود و حالا که می‌خواهیم مرزها را آباد کنیم می‌شود اصل ۴۴ و خرج از پول ملت و حرام؛ الان که می‌خواهند نفت از سر سفره‌ها با افزایش مالیات برداشته شود، آن کارخانه‌هایی که با پول من در مرکز کشور ساخته شده است، می‌گویند مالیات استانی شود، چگونه وقتی با پول من در مرکز کشور کارخانه می‌ساختید می‌شدیم برادر اما حالا که سفره برادر بزرگتر باید برای زیرساخت من پول بدهد شدیم غریبه؟! این کارها باعث رشد کاریکاتوری شدیم که دود آن به چشم همان مرکز نشین خواهد رفت؛ نمونه‌اش آمایش سرزمینی را رعایت نکرده‌ایم و فولاد مبارکه و ذوب آهنی که سهم بندرعباسی‌ها بود به اصفهان آوردیم و حالا آنها شده‌اند بلای جان اصفهانی‌ها؛ آوردیم صندوق توسعه ملی راه انداختیم و چون مرزها زیرساخت نداشتند ولی مرکز داشت، صندوق توسعه ملی نیز مال مرکزنشین‌ها شد و سهم ما شد حسرت. برای نمونه شاید برخی‌ها فکر کنند آذربایجان‌شرقی خیلی پیشرفته است اما تولید ناخالص آذربایجانشرقی ۷۰ درصد میانگین کشوری است یعنی از میانگین کشوری عقبیم، رشد جمعیت آذربایجان‌شرقی نصف رشد جمعیت کشور است یعنی به دلیل نبود زیرساخت مردم مهاجرت می‌کنند. اگر می‌خواهیم ایران رشد کند باید همگی باهم رشد کنیم.

حسن‌نژاد با اشاره به موضوع «ایران برای تمامی اقوام» افزود: من فرزند آذربایجانم اما کدام آذربایجان، آذربایجان ایران، آذربایجانی که بنابه فرموده مقام معظم رهبری ، سر ایران است، آذربایجان جانباز که خامنه‌ای‌دن آیریلماز، آذربایجان کی اویاخدی انقلابا دایاخدی، آذربایجانی که در طول تاریخ برای ایران بیش از هرجایی جان داده و می‌دهد و خواهد داد؛ پس بدون ایران، آذربایجان معنایی ندارد. عزیران من یک تورک هستم اما تورک ایران، تورک برادر فارس، لر، تورکمن، عرب و بلوچ؛ تورکی که برای تمامیت ارضی ایران جان داده و می دهد، تورکی که برای نام خلیج‌فارس جان داده و می‌دهد اما ایران یک کشور چند قومیتی است همان قدر من سهم دارم که فارس، بلوچ و عرب و ترکمن سهم دارد. من انتظار دارم همانقدر که من برای برادر فارسم می‌میرم، فارس هم برای من تب کند؛ همانقدر که من برای نام خلیج فارس تعصب دارم، فارس نیز برای اسامی تورکی آذربایجان تعصب داشته باشد همانقدری که من برای پالایش زبان فارسی هزینه می‌کنم، انتظار دارم شما نیز از سهم خود برای آموزش زبان تورکی، کردی و بلوچی هزینه کنید، قانون اساسی که میثاق ملی ماست نگفته است ایران یک زبان دارد بلکه گفته ایران یک زبان رسمی دارد و تعدادی زبان اقوام که باید پاس داشته و تدریس شوند.

نماینده مردم مرند و جلفا در قسمتی از نطق خود در مجلس شورای اسلامی با اشاره به توهین سریال گیله‌وا به تورک‌های کشور، گفت: گفت: من پانترک نیستم آن کسی تحریک کننده قومیتی است که با تخریب یک قوم و یا محروم نگهداشتن یک قوم از حقوق اولیه تصریح شده در قانون اساسی، برادرها را نسبت به یکدیگر بدبین می کند،  تفرقه‌افکن کسی است که در یک فیلم پخش شده در صدای و سیمای ملی، سریال گیه‌وا، با آوردن یک سکانس غیرضروری و غیرمرتبط با فیلم، به تورک‌ها توهین می کند تا بتواند فتنه ای در کشور به پا کند. بخدا ما تورک‌ها، از هر ایرانی، ایرانی‌تریم و تاریخ نشان داده بیش از هرکسی برای تمامیت ارضی آن زحمت کشیده‌ایم، بیایید با دادن ابتدایی‌ترین حق اقوام یعنی تدریس زبان مادری، وحدت ملی را تقویت کنیم؛ یاشاسین ایران، یاشاسین آذربایجان.-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---هرچی که لازم بوده این نماینده محترم گفته-- از چه کسی آنتظار هست سخن بگوید  ائمه محترم نماز جمعه آذربایجان زنجان اردبیل قزو.ین آستارا و...هر شهری که صلاح می دانید شما ها که مورد اعتماد مقامات بلند پایه نظام اسلامی هستید  پیشنهاد من اینست حداقل هرشش ماه یکبار گرد هم بیائید و مسائل مهم سیاسی اقتصادی زیست محیطی  وفرهنگی و مهاجرتها و کاهش موالید آقلیم آذربایجان....پدافند غیر عامل منطقه ای را  مورد بحث قرار دهید و  هر چه که لازم هست به گوش مقامات  حاکمیتی کشور برسانید

شهیدی که تروریستهای کومله گوشت بدنش را خوردند

قهرمان من؛

شهیدی که گوشت بدنش را خوردند!

شهید احمد وکیلی در جریان عملیات آزادسازی شهر سنندج توسط کومله به اسارت گرفته شد. دشمنان برای اعتراف گرفتن از او، این شهید را به بدترین شکل ممکن شکنجه دادند.

    برچسب‌ها

    1. بین الملل
    2.  
    3. خاورمیانه و آفریقای شمالی

    ۱۵ آبان ۱۳۹۸ - ۲۲:۵۲

    •  
    •  
    •  

    معاون وزیر خارجه اسرائیل:

    کُردهای سوریه نیرویی توازن بخش در برابر نفوذ منطقه ای ایران هستند

    کُردهای سوریه نیرویی توازن بخش در برابر نفوذ منطقه ای ایران هستند

    معاون وزیر خارجه رژیم صهیونیستی با اعلام حمایت این رژیم از کردهای سوریه، آنها را نیرویی توازن بخش در برابر نفوذ ایران در منطقه خواند.

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، معاون وزیر خارجه اسرائیل روز چهارشنبه ضمن اعلام حمایت این رژیم از کردهای سوریه، این نیروها را عاملی توازن بخش در برابر نفوذ ایران در منطقه خواند و تصریح کرد که در گفتگوها با آمریکا از آنها جانبداری می کند.

    «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر اسرائیل در اختلاف نظری بی سابقه با «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا روز دهم اکتبر پیشنهاد کمکهای بشردوستانه به «مردم شجاع کُرد» را مطرح کرد و گفت که ملت کُرد به احتمال زیاد از سوی ترکیه و متحدان سوری آن با «پاکسازی قومی» روبرو هستند.

    «تزیپی هاتووِلی» معاون وزیر خارجه اسرائیل روز چهارشنبه به پارلمان رژیم صهیونیستی گفت که این پیشنهاد قبول شده است.

    وی در ادامه مدعی شد که «اسرائیل درخواستهای کمک بسیاری دریافت کرده که بسیاری از آنها در حوزه دیپلماتیک و انساندوستانه بوده است. ما اندوه و پریشانی عمیق مردم کُرد را مشاهده می کنیم و از طریق کانالهای مختلف به آنها کمک می کنیم».

    گفتنی است که مقامات کرد سوریه تاکنون درباره ادعای این مقام اسرائیلی اظهارنظری نکرده اند.

    لازم به ذکر است که رژیم صهیونیستی از دهه ۱۹۶۰ میلادی روابط نظامی، اطلاعاتی و تجاری خود با کُردها را بطور محتاطانه ای حفظ کرده است زیرا این گروه قومی را که در کشورهای عراق، ایران، ترکیه و سوریه پراکنده هستند- به مثابه حائلی در برابر دشمنان خود می داند.

    نظر بایراق----تماشاگرا ن تورک شیعه آذربایجانی  تراکتور اگر در استادیوم  یادگار امام تبریز  در دره قورد دره سی (دره گرگ) مرگ برتروریسم کردی  گفتند  به جهت اینست  که واقعا هیچ فرقی با داعش ندارند- کومله و دمکرات و پ ک ک  و ....همه از یک قماش هستند و هیچ تفاوتی در عملکرد باداعش ندارند  منتها  چهره خود را بزک می کنند ومردم مسلمان کردستان را آلت دست مطامع  خود می نمایند  متاسفانه  طیف پان فارسیزم نفوذی  در انقلاب اسلامی میراث دار تفکرات شونیزم پهلوی  هم در رسانه های خاص نفوذ کرده وعلیه آذربایجان هجمه درست می کنند  و عده ای از  انسانهای درست کار هم  گول آنها راخورده وهم صدا می شوند  اما در استادیوم تبریز اگر در آن جو احساسی  در گوشه ای اگر از ترکیه سخنی به میان آمده به دلیل اینکه فکر کردند ترکیه با پ ک ک  و امثال کومله می جنگد  همانگونه که از سوریه ولبنان در جنگ با اسرائیل  حمایت کردند یا از حوثی ها در جنگ با وهابیون سعودی  حمایت می شود تحقیقا نیمی از شهدای خفته در قبرستانهای آذربایجان بخصوص  در مناطق غربی آن  در بعد پیروزی انقلاب  در جنگ با تروریسم کردی شهید شدند -آری آذربایجان زبان مادری خود را می خواهد در مدارس تدریس کنند و بیت المال از هر نوع آن  با توجه به جمعیت هر استان  اعم از کرد نشین ترک نشین فارس نشین  بلوچ وعرب نشین و... در مناطق توزیع  وسرمایه گذاری گردد  تا رونق کسب وکار  نسبی در مناطق مختلف تفاوت فاحش نداشته باشد ( حکومت عدل علی(ع))آنگاه تعدای معلو م الحال و یا غافل به آذربایجان انگ تجزیه طللبی می زنند تا سیاستهای جنگ جمعیتی و پاکسازی زبانی راتوجیه کنند  این ظالمانه است  بقول سید محمد حسین شهریار اگر ایران را باز هم روزی فرج باشد از ماست همانگونه که قبلا چنین بوده  ...

    دریادگار امام تبریز(قورد دره سی کهن شهر آذربایجان مظلوم) دربازی ایستقلال و تراکتورچه گذشت؟

    کد خبر 1006567

    تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۸

    •  

    چرا باشگاه تراکتور از دشمنان ایران برائت نمی‌جوید؟/ دلیل سکوت مجلس و فدراسیون به اتفاقات تلخ تبریز چیست؟

    تراکتور

    واقعا فدراسیون فوتبال و مسئولان ذیربط کجا هستند که صدای گوشخراش قِژ قِژ مشتی ناتماشاگر به ظاهر ایرانی روی صندلی های ورزشگاه تبریز زیبایی های فوتبال را تحت تأثیر قرار می دهد؟

    سرویس ورزش مشرق – باز هم یک مسابقه در تبریز برگزار شد و باز هم تماشاگران فوتبال از اتفاقات رخ داده در استادیومی که بنا شده تا مردم برای لذت بردن از فوتبال در آن بنشینند و حظ آن را ببرند دل چرکین و سرخورده به خانه برگشتند.

    از هر فرد فوتبالی اعم از آبی، قرمز، زرد و هر رنگ دیگری درباره فوتبالی که تراکتور و استقلال به نمایش گذاشتند سئوال کنید مسابقه را برتر از سطح فوتبال ایران توصیف می کنند و زیبایی هایش را این قدر می دانند که ارزش مرور چندباره فیلم بازی را دارد. شاید همین فوتبال زیبا باعث شد تا عده قلیلی که برای تخریب چهره زیبای فضای ورزشی به استادیوم آمده بودند نتوانند به هدفی که در سر داشتند برسند. مسابقه ای که ۶ گل در دل خود جای داد و ۱۶ گل با درخشش دروازه بانان دو تیم در آن به ثمر نرسید چرا باید زشت شروع و زشت تر به پایان برسد؟

     

    دستگیری ۷ تماشاگر بازی تراکتور - استقلال

     

    فدراسیون فوتبال چرا به این سئوال جواب درستی نمی دهد؟ واقعا در تبریز چه خبر است؟ چرا اراده ای برای روغن کاری صندلی های استادیوم یادگار امام تبریز در نیروی انتظامی، حراست اداره کل ورزش و جوانان آذربایجان شرقی، کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال و هر نهادی که می تواند به این موضوع ورود کند دیده نمی شود؟ چرا مدیران تراکتور چشمان خود را به روی حرکات و شعارهای نژادپرستانه و سیاسی و ضد ایرانی برخی تماشاگران بسته اند؟

    نمایندگان آذربایجان شرقی در مجلس شورای اسلامی همان قدر که به فکر صنعت خودروسازی، معدن مس سُنگون و قالی تبریز هستند باید برای وضعیت بد سال های اخیر استادیوم یادگار روی صندلی نرم و گرمشان تکانی به خود بدهند؟ تا به حال از خود پرسیده اند که این عده از کجا وارد استادیوم می شوند که پرچم آذربایجان و ترکیه به دست و شعر در جیب، سرود می خوانند و ایران و ایرانی را لایق آنچه لیاقت خودشان است می دانند؟ کمیسیون امنیت ملی مجلس منتظر چیست؟

    آیا می توانند به خود بقبولانند که نوشتن شعار درباره چکسلواکی و یوگسلاوی * بدون اتاق فکر اجنبی بوده و آن عده تماشاگرنما بدون دلیل این پرچم ها را به نمایش در آورده اند؟ اگر آوردن پرچم ژاپن به خاطر ملیت یکی از بازیکنان توجیه دارد، آوردن پرچم آذربایجان و ترکیه و فریاد یکصدای نام این کشورها چه توجیهی دارد؟ آیا چیزی جز شعار و اقدام تجزیه طلبانه است؟!

    * دو سرزمین چک و اسلواکی با روش مسالمت‌آمیز از هم جدا شدند اما جدایی سرزمین‌های یوگسلاوی، مثل صربستان، بوسنی و هرزگوین، کرواسی و... با جنگی خونین ‌همراه بود که به جنگ بالکان شناخته  می‌شود!

    در میان هواداران تیم‌ تراکتور تبریز، در زمان بازی این تیم با استقلال، این پلاکارد برافراشته‌شده: «چکسلُواکی یا یوگسلاوی؛ انتخاب با شما»!

    آقایان نماینده مجلسی که در نزدیکی انتخابات اسفند ماه مجلس به بهانه یک پنالتی علیه تیم های محبوب شهرشان پای وزیر را وسط کشیده و نامه استیضاحش را امضا کرده اند از جمعه شب تاکنون کجا هستند؟ باور کنیم ویدیوهای تأسف باری که از لابلای سکوها در حین برگزاری بازی بیرون می آمد را ندیده اند؟ عکس العمل برخی طرفداران در حین تلاوت قرآن کریم را ندیدند؟ آیا شعارهای نژادپرستانه را نشنیدند؟

    اما در پایان باز هم به متولی فوتبال می رسیم؛ فدراسیون کجاست؟ واکنش فدراسیون و مهدی تاج به این بازی کثیفی که عده ای مخرب در قلب یکی از شهیدپرورترین استانهای کشور به راه انداخته اند چیست و چرا منفعلانه رفتار می کنند؟ در این سالها هر بار استقلال و پرسپولیس به تبریز می روند شاهد این اتفاقات بوده ایم و هشدار می دهیم همین امروز جلوی این روزنه تعفّن را بگیرید مبادا دیر شود!

    یکبار برای همیشه این موج تلخ و مُتعفِّن را از بین ببرید تا دیار ستارخان و باقرخان که از صدها سال پیش مظهر استقامت و پایداری مقابل هجوم و نفوذ اجنبی های شمال، غرب و شمال‌غرب کشور بوده از وجود چنین ناخالصی هایی پاک شود.

    صفحه اصلی / 

    کدخبر : 39842

    یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۴

    ۷ دیدگاه

    بررسی دورنانیوز؛

    مگر در یادگار امام تبریز چه گذشت؟

    بعد از بازی تیم تیراختور با استقلال، برخی گروه‌ها و رسانه‌ها تمام تلاش خود را برای محرومیت تیراختور بکار گرفته‌اند اما بررسی نوشته‌های آنان نشان می‌دهد که این افراد هیچ اطلاعی از رخدادهای یادگار امام ندارند و نوشته‌ها برای ارضای تفکرات ضدآذربایجانی آنان صورت گرفته است.

    دورنانیوز: بازی روز جمعه تیراختور و استقلال در حالی به پایین رسیده بود که با وجود باخت تیم آذربایجان، طرفداران آن با نمایش فرهنگ والای خود با شعار «عیبی یوخ» استادیوم را ترک کردند، موضوعی که به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد، چراکه آنان محرومیت تیراختور را در برنامه خود داشتند، اما ناظران و نهادهای امنیتی بعد از این بازی از هواداران تشکر کردند و تمام شد.

    اما جنون این گروه خاص از دیروز عصر شعله‌ور شده است، این افراد که گویا اصلا خود این بازی را ندیدده بودند، سخن از اقدامات و شعارهای تجزیه‌طلبانه و ضدامنیتی به میان آوردند، ادعاهایی مضحک که ساخته و پرداخته ذهن بیمار کسانی بود که نه درک درست از فوتبال داشتند و نه تماشای آن، برای آنان تنها موضوعی که موضوعیت دارد، دشمنی با آذربایجان است و بس.

    اما متاسفانه برخی روزنامه‌های سراسری (عموما اصلاح‌طلب) نیز متاثر از این جوسازی‌ها، در شماره‌های امروز خود، هواداران تیراختور را به دشمنان امنیت نامیده‌اند.

    روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد در شماره امروز خود به گزارش مجتبی ساعی اشاره کرده و سخنان وی در خصوص جایگاه تیراختور به عنوان پنجمین تیم پرطرفدار جهان را نادرست دانسته است، این روزنامه نوشته است: ” «پنجمین تیم پرطرفدار جهان یک و دومین تیم پرطرفدار تهران صفر» این گفته او خشم بسیاری از هواداران سایر تیم‌ها را برانگیخت. از دیگر صحبت‌های او که با واکنش‌هایی همراه شد، این بود:« به ازای هر دو صندلی یک نفر و نیم در ورزشگاه حضور دارند!»”

    با بررسی گزارش این روزنامه و مطالب منتشر شده در دیگر رسانه‌ها نشان می‌دهد چیزی که آنان را از هواداران تیراختور دل‌آزرده کرده است نه اقدامات ضدامنیت ملی هواداران تیراختور بلکه جایگاه تیراختور است، شاید ایران تنها کشوری باشد که برخی از افراد و مدیران ورزشی از پیشرفت تیمی از کشورشان ناراحت باشند.

    چیزی که غیرقابل انکار است، نبود فروش رای، عدم تعریف جایگاه هر فرد با شماره صندلی و نبود نظارت کافی در ورود به استادیوم‌هاست فلذا تعداد تماشاگران حاضر در استادیوم‌ها کمتر از آمار واقعی اعلام می‌گردد که در صورت در دست بودن آمار صحیح، قطعا تیراختور می‌توانست تا جایگاه دوم یا سوم پرطرفدارترین تیم جهان صعود کند که این جایگاه شاید طرفداران دیگر تیم‌ها را ناراحت کند اما تفسیر این جایگاه با امنیت ملی و تجزیه‌طلبی به حدی مضحک است که که قابل پرداخت نیست.

    روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد، از دیگر رسانه‌هایی است که به موضوع تیراختور پرداخته است، این روزنامه در مطلبی تحت عنوان « خطرات نادیده گرفتن ناهنجاری‌های ضدملی در فوتبال ایران » به قلم فردی به نام « مجید تفرشی» منتشر کرده است، در قسمتی از این مطلب آمده است: ” حوادث تلخ و خطرناکی که روز جمعه در حین بازی تراکتورسازی و استقلال در ورزشگاه فوتبال تبریز رخ داد، اولین موارد از این دست نبودند، ولی از نظر دامنه و ریخته شدن قبح آن به مرز نگران کننده‌ای رسیده است.مجموعه‌ای از عوامل مختلف دست به دست هم دادند تا تیم تراکتورسازی و مدیرانش، به همراه عوامل برگزار کننده این دیدار – از فدراسیون فوتبال گرفته تا سازمان لیگ، هیات فوتبال آذربایجان شرقی و گزارشگر بازی – بازندگان دیگر این مسابقه شوند. ولی تبعات این شکست به همین جا خاتمه نخواهد یافت.”

    نوشته‌های فوق نشان می‌دهد که نگارنده نه تنها بازی تیراختور – استقلال را ندیده است بلکه از فوتبال نیز سردرنمی‌آورد، کدام حادثه تلخ و خطرناک در استادیوم رخ دادده است؟ حادثه زمانی رخ داد که دو نفر از طرفداران سپاهان به قتل رسیدند اما همه این افراد و رسانه ها لال شده بودند.

    این روزنامه در ادامه آورده است: ” در طول این دیدار اقلیتی از تماشاگران، بی‌مهابا و بدون هیچ ممانعتی از سوی متولیان مسابقه، شعارهای قوم‌ستیزانه، نژادپرستانه و حمایت از کشورهای بیگانه در برابر توهین به ایران و ایرانیان سر داده تا بار دیگر نشان دهند که چهره پنهان نژادپرستی در عرصه فوتبال گاهی به کریه‌ترین وجهی خود را آشکار می‌کند.”

    وقتی می‌گوییم نویسنده اصلا بازی را ندیده است، یعنی جملات مضحک فوق؛ با کدام شعار هواداران تیراختور به ایران توهین کردند؟ تا جایی که ما می‌دانیم نژادپرستی یعنی توهین نژادی به چند میلیون تورک در استادیوم آزادی و سپیدرود؛ نژادپرستی یعنی پایمال کردن حقوق تیم برای ممانعت از قهرمانی و لاغیر… یعنی آقای تفرشی مفهوم نژادپرستی را نمی‌داند و یا خود را به نفهمی زده است.

    این نویسنده تمام توان خود را در ادامه نوشته با تکرار «یکپارچگی ملی»، تمام تلاش خود را برای جریمه تیراختور بکار گرفته است.

    آنچه که امروز در استادیوم یادگار امام از سوی برخی افراد رخ می‌دهد نه کنشی برعلیه ایران بلکه واکنشی برای اقدامات رخ داده علیه آذربایجان است، وقتی با هماهنگی لیدرهای تیم پرسپولیس، به میلیون‌ها آذربایجانی توهین می‌گردد آیا باید انتظار واکنش بهتری بود؟

    سخن آخر اینکه، کسانی که امروز واویلای تمامیت ارضی کشور به راه انداختنه‌اند، کسانی هستند که برای حمایت از گروه تروریستی ی.پ.گ / پ.ک.ک دست و پا می‌شکستند و ارتباط دادن احساسات فوتبالی با تفکرات سیاسی و برخورد تبعیض‌آمیز از سوی فدراسیون، عامل اصلی واکنش‌هایی است که در استادیوم‌های خارج از پایتخت می‌بینیم اما همواره یادگار امام یکی از استادیوم‌‌های بی‌حاشیه کشور بوده است و بازی روز جمعه نیز استثنا از بازی‌های پیشین نبوده و جنجالی که از سوی برخی گروه‌ها بخصوص اصلاح‌طلبان، خود نمی‌دانند واقعا یادگار امام و یا حتی تبریز کجاست و از همه مهمتر نمی‌دانند واقعا در بازی روز جمعه چه گذشته است.-------نظر بایراق----به جای شعار باید عاقلانه تجزیه وتحلیل کنند  و انصاف داشته باشند  کلوخ را در چشم خود نمی بینند اما سنگ ریزه کوچکی را در چشم آذربایجان مظلوم می بینند -آذربایجان در طول تاریخ درخشان خود بر علیه هیچ قومی ستم روا نداشته  -برعلیه زبان مادری آذربایجان در برخی سریالهای تلوزیونی  یا ....آذربایجان تنها  اعتراض کرده به خود اجازه نداده زبان مادری کسی را حقیر بشمارد شنیدم چند نفری  در استادیوم یادگار امام شعار  بر علیه کردها دادند  مسلما آنها یا افراد نا آگاه  احساسی بودند  که اگر نه باید برعلیه پ ک ک  و پژاک وکومله و دمکرات  شعار می دادند  یا اینکه از عوامل خود پ پ ک  بودند -آقایان توجه کنید  شاید نیمی از شهدای خفته در قبرستانها آذربایجان  بخصوص قسمت غرب آن  به دست کردهای  تروریست پ ک ک وپژاک  ودمکرات وکومله شهید شدند  و....آما آذربایجان چه کرده  در طول یکصد وپنجاه سال اخیر از کردهای مهاجر در شهرهای خود استقبال کرده  -اما قسمت اصلی ماجرا به اجرای سیاستهای اقتصادی بر می گردد  به اجرای سیاستهائی بر می گردد که مرحوم سید جلال آل احمد  نویسنده  مبارز فارس  در بخش مربوط به آذربایجان  می گوید از جمله حکومت تهران  از اوان مشروطه  به آذربایجان به چشم مستعمره نگاه می کند مرحوم سید محمد حسین شهریار هم در اشعار فارسی خود با عنوان آذربایجان به شکلی دیگر به آن می پردازد ( با شئون ملتت دیوانه بازی می کنند) اتفاقا هر دوی این بزرگوار هم از سادات بودند  روحشان شاد  پس به جای شعار فریبکارانه ای مشرقیان ترازوی عدالت بیاورید و سیاستهای پان فارسی را  از اطاقهای فکر انقلاب اسلامی اخراج نمائید و زخمها را التیام کنید  چون مگسها روی زخم می نشینند

      جشنواره زعفران مرندو ماجرای ممانعت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی از کاشت پسته در آذربایجان

      ماجرای ممانعت مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی از کاشت پسته در آذربایجان/توفیق شهادت در حزب جمهوری را از دست دادم+فیلم

      ‌محمد علی‌نژاد سارخانی‌ نماینده مردم تبریز در مجلس اول و چهارم و استاندار اسبق آذربایجان شرقی در سال‌های ۵۹ و ‌۶۰‌ در گفت و گو با تسنیم خاطراتی را از انتخابش به عنوان استاندار بیان کرد.

      ماجرای ممانعت مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی از کاشت پسته در آذربایجان/توفیق شهادت در حزب جمهوری را از دست دادم+فیلم

      به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، محمد علی‌نژاد سارخانی، نماینده مردم تبریز در مجلس اول و چهارم و استاندار اسبق آذربایجان شرقی در سال‌های 59 و ‌60‌، متولد 1317 و پزشک جراح عمومی است. دکتر سارخانی با آغاز مبارزات انقلاب، به صف مبارزین انقلاب پیوست و در نهایت در سال 53 توسط ساواک بازداشت شد.

      وی به مدت چهار سال در کمیته مشترک زندان اوین زندانی بود که 10 ماه از آن را با آیت الله هاشمی رفسنجانی هم بند بوده است. این پزشک سیاستمدار 79 ساله در مسئولیت‌های متعددی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی انجام وظیفه و ایفای نقش کرده است که به ترتیب، فرمانداری تبریز، نمایندگی مردم تبریز در مجلس اول، استانداری آذربایجان شرقی و نمایندگی مردم تبریز در مجلس چهارم از مهم‌ترین آن‌ها است.

      استاندار و نماینده اسبق آذربایجان شرقی با شروع جنگ تحمیلی و پس از استعفا از استانداری، به عنوان پزشک عازم مناطق جنگی شد و تا سال 70 در بیمارستان سینای تبریز به مداوای بیماران پرداخت و سپس با اعتماد مجدد مردم، به نمایندگی تبریز در مجلس چهارم رسید.

      خدمات وی به ویژه در دوره چهارم که همراه با توسعه بیشتر استان به واسطه تشکیل و راهبری مجمع نمایندگان قوی از استان‌های شمال غرب کشور بود و یکه تازی می‌کردند، برای مردم تبریز شیرین و به یاد ماندنی است ولی نسل جدید برخی از این بزرگان خود را نمی‌شناسد لذا تسنیم در یک دیدار با وی به گفت وگو نشست که خاطرات جالبی در این دیدار مطرح شد که از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد:‌

      تسنیم: ابتدا از پیروزی انقلاب و اینکه چه اتفاقی در زندگی سیاسی شما افتاد که نمایندگی مردم تبریز و استانداری آذربایجان شرقی را پذیرفتید؟

      سارخانی: پس از پیروزی انقلاب آغاز می‌کنم که اولین استاندار آذربایجان شرقی مقدم مراغه‌ای بود که خط و مشی وی را نمی‌پسندیدیم و ارتباطی هم با وی نداشتیم، مردم هم از او راضی نبودند و ایشان را برداشتند. وقتی وی را برداشتند، از من در خانه دوستان انقلابی دعوت کردند که گزینه‌های خودتان را به تهران معرفی کنید تا یکی به از آنها که مورد تأیید است حکم استانداری بدهیم تا مشغول به کار شوند، افرادی که استعداد استانداری داشتند را لیست کردیم و ویژگی‌های آنها را بررسی کردیم، 7 تا 8 نفر بودند که به هر شاخص افراد نمره دادیم و در آخر مهندس غروی امتیاز بیشتری آورد که وی را به صباغیان به عنوان وزیر کشور وقت معرفی کردیم و حکم استانداری او صادر شد.

      غروی در اوایل 58 به عنوان استاندار به تبریز آمد، با توجه به اینکه نیاز مبرمی به همکاری داشت، از من تقاضا کرد که بیمارستان را رها کنم و مسئولیت فرمانداری را بپذیرم، مدتی فرماندار شدم که موعد انتخابات مجلس اول رسید و نیروهای انقلاب من را به میدان انتخابات فرستادند و از فرمانداری استعفا دادم.

      زمان اوایل انقلاب طوری بود که هر سنگری احساس خلاء و احساس نیاز می‌شد باید برای اینکه کارها بر زمین نماند، می‌پذیرفتیم. 5 ماه بود در مجلس بودیم که غروی استعفا کرد و بنده را به آیت الله مهدوی کنی وزیر کشور پیشنهاد کرده بود و به دلیل حل شدن کارها این مسئولیت را پذیرفته و از مجلس اول کناره‌گیری کردم.

      تسنیم: علت استعفای غروی چی بود؟

      سارخانی: علت اینکه مهندس غروی استعفا کرد، این بود که اینجا نهادهای انقلابی در دست افرادی بودند که این افراد با غروی شروع به مخالفت کردند. من هم علت استعفا را می‌دانستم که این موضوع است ولی خیلی دقیق نشده بودم در موضوع و فکر می‌کردم که غروی کمی تکبر دارد و نتوانسته با آنها کار کند ولی من می‌توانم تعامل داشته باشم.

      در استانداری رسم است که وقتی کسی منصوب می‌شود، به عنوان عالی‌ترین مقام دولتی در استان، بقیه ادارات و نهادها برای تبریک و... حضور می‌یافتند ولی دیدم این نهادهای انقلابی که در دست این افراد بود نیامدند، لذا برای اینکه تعامل داشته باشیم، من وقت گرفتم و رفتم با آنها دیدار کردم.

      اولین سوالی که در دیدار با آنها پرسیدند، گفتند که چرا «جواد حسین خواه» را از استانداری بیرون نمی‌کنی، حسین خواه هم آن زمان چون معاونت سیاسی نبود، رئیس دفتر سیاسی استانداری بود، من هم گفتم که تازه آمده‌ام و باید بررسی کنم و برای تغییر یا عدم تغییر تصمیم بگیرم، یکی دیگر گفت که پس شما اعتقاد به تخصص دارید، گفتم بله باید فرد ابتدا متخصص باشد و کار بلد و سپس کاری را به او بسپارم، گفت که پس شما بژینسکی هستید و دیددم مجادله فایده ندارد، بیرون آمدم.

      «جواد حسین‌خواه» که بعداً به شهادت رسید، علت اینکه او را بیرون نکردم، متوجه شدم که برخی از همین افراد حاضر در نهادهای انقلابی ارتباطات خوبی با مجاهدین خلق دارند و می‌خواهند او را که به عنوان مانعی بر سر راه آنها بود عزل کنند.

      تسنیم: این افراد الان هستند؟

      سارخانی: آن‌ها همان اوایل از این نهادها رفتند و نیروهای انقلابی بر مسند نشستند، من تاکید می‌کنم که جرایاناتی که باعث استعفای غروی و بنده شدند و اغلب در نهادهای انقلابی حضور داشتند، همه بدون استثنا امروز از اصلاح‌طلبان هستند، ما اول فکر می‌کردیم که این جریانات فقط در تبریز فعال هستند ولی بعد از سفر بهزاد نبوی به تبریز در دوران استانداری بنده، متوجه شدم که همگی از تهران خط می‌گیرند.

      بر این موضوع هم تاکید می‌کنم که با این افراد اختلافی نداشتیم، تنها اختلاف ما این بود که آن‌ها می‌گفتند افرادی را که ما می گوییم را باید در فلان اداره کل منصوب کنید یا عزل کنید من هم با افراد معرفی شده مخالف بودم و روش من هم این نبود که این نوع مداخلات را اجازه بدهم و حتی از پشت پرده افرادی که در این نهادها نفوذ کرده بودن اطلاع داشتم، این اجازه را ندادم.

      البته بعد از بالا گرفتن اختلاف نظرها، آیت‌الله مهدوی کنی شخصاً به عنوان وزیر کشور به تبریز سفر کرد و از نزدیک این ماجرا را بررسی کرد و با این نهادها و آیت الله مدنی به عنوان نماینده امام (ره) در استان دیدار کرد و نهایتاً حق را به بنده داد که سارخانی هیچ مشکلی ندارد، ولی من استعفای خودم را بعد از همان جلسه که حق را به من دادند، تقدیم وزیر کشور کردم و بالاخره بعد از جلسات مکرر دیگر و اصرار بنده بر استعفا، دو هفته بعد از آن استعفای من را پذیرفتند و دوباره به بیمارستان سینا بازگشتم و بین سال‌های 60 تا 70 در آنجا مشغول طبابت شدم.

      آن ایام هم ایام جنگ تحمیلی بود و شهدا و مجروحان زیادی را عمل کردم و به جرات می‌توانم بگویم که شاید پرکارترین جراح آن ایام بودم.

      تسنیم: در شهریور 60 که آیت الله مدنی به شهادت رسید، شما استاندار بودید یا در بیمارستان؟

      سارخانی: روز جمعه کشیک در بیمارستان بودم که بعد از نماز آوردن، تا روی تخت اتاق عمل رسیدند، به شهادت رسیده بودند و دیگری کاری از دستمان برنیامد. آن زمان چیت‌چیان وزیر نیروی فعلی هم که فرمانده سپاه بود، ترکش را از بدن ایشان درآوردم، البته بعد از آن گروهی که قبلاً عرض کردم به سپاه آمد و آنها از مجوعه کنار رفته بودند و ایشان پسر خوبی بودند!

      تسنیم: ارتباط شما با شهید رجایی، شهید باهنر و... که در مجلس اول با هم همکار بودید چگونه بود؟

      سارخانی: اوایل مجلس بود و نیروهای مختلفی بود، خط و مشی ما در مجلس اول در گروهی بودیم که گرایش ما به سمت انتخاب آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس بود، حتی چون در حزب جمهوری اسلامی بودیم و در جلسات آنها هم شرکت می‌کردم و اگر استعفا نداده بودم برای آمدن به استانداری، از شهدای آن جمع بودم ولی سرنوشت ما طور دیگری رقم خورد و این سعادت نصیب ما نشد.

       

      Setup Timeout Error: Setup took longer than 10 seconds to complete.

       

      تسنیم: به دوران نمایندگی مجلس چهارم و سال 70 برگردیم، در این دوران چه اتفاقات خاصی افتاد؟

      سارخانی: در مجلس چهارم تحولاتی چشمگیر در عمران و آبادانی استان رخ داد. شاید تنها مجلس نبوده ولی مدیران استان هم فعال بودند. در اتاق بازرگانی نمایندگان آذربایجان شرقی را دعوت کردند و گفتند که استان عقب مانده است و با هم به عنوان نمانیدگان مردم در اتاق بازرگانی و در مجلس قول دادیم تا این کار را پیگیری کنیم و عقب افتادگی استان را جبران کنیم.

      در ابتدای مجلس نامه‌ای به آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور فرستادیم و موضوع عقب افتادگی استان را مطرح کرده و در چند بند خواستار اختصاص بودجه کافی برای جبران عقب افتادگی استان شدیم که پس از یک ماه به سازمان برنامه و بودجه وقت پاراف کردند و آنها هم پاسخ دادند که چون ردیف بودجه نداریم، از اجرای این کار معذوریم؛ لذا دیدم که همه 20 نماینده استان هم اگر متحد شوند، کاری از پیش نمی‌بریم، از نمایندگان استان‌های اردبیل، زنجان و آذربایجان غربی هم خواهش کردیم که با هم یک فراکسیون متحد و قوی برای پیشبرد اهداف همه 4 استان تشکیل دهیم که در تاریخ مجلس بی سابقه بوده و هنوز هم نتوانسته‌اند نمونه آن کار را انجام دهند چرا که همه وزرا مجبور بودند برای دریافت رأی اعتماد و... به این 4 استان توجه ویژه داشته و امتیازاتی قائل شوند تا رأی و نظر این فراکسیون را جلب کنند که آقای رفسنجانی علی رغم ارتباط نزدیکی که با وی داشتم و 10 ماه در زندان هم بند بودیم از این باب که به وزرا فشار می‌آورم تا به منطقه امتیاز بگیرم دلخور شده بودند (و این اقدامات ما در فراکسیون برای دولت بسیار گران تمام شد و با اقداماتی که علیه من انجام دادند، سعی کردند در مجلس پنجم برای اینکه این انسجام برای به کرسی نشاندن حرف مردم آذربایجان دوباره تکرار نشود، مانع انتخاب من شوند که موفق شدند و دیگر این فراکسیون تشکیل نشد).

      کار مهمی که در این فراکسیون انجام دادیم، راه بهانه گیری برای ندادن بودجه را بستیم و اختصاص بودجه به آذربایجان و تبریز را با ردیف بودجه در برنامه پنج ساله سوم توسعه و قوانین بودجه سالانه گنجاندیم و تحولات بزرگی در آن دوران به تدریج آغاز شد ولی چون کار دولتی است، به جای 5 سال در 15 سال به نتیجه رسیدند که برای استان بسیار حائز اهمیت بود.

      احداث بیمارستان‌های متعدد، اتوبان تبریز ـ تهران، راه آهن میانه ـ تبریز، فولاد میانه، نفلین سینیت سراب، آهک آذرشهر، توسعه راه‌های استان و... نتیجه همین اتحاد در فراکسیون پرقدرت شمال غرب کشور بود که در آذربایجان شرقی آغاز شد و به نفع استان تمام شد.

       

      Setup Timeout Error: Setup took longer than 10 seconds to complete.

       

      تسنیم: به عنوان سؤال آخر، دریاچه ارومیه در دوران استانداری و نمایندگی شما وضعیت بهتری داشت، این روزها را پیش‌بینی می کردید؟

      سارخانی: من در دوران نمایندگی مجلس چهارم که اکنون 25 سال از آن دوران می‌گذرد، با بررسی‌ که داشتیم، پیگیر آن شدیم که چون چاه‌های اطراف دریاچه ارومیه چاه آب شور است، پیشنهاد دادیم و پیگیر شدیم که وزارت کشاورزی در اطراف دریاچه ارومیه پسته بکارد، این کار از سوی وزارت کشاورزی و اداره کل آن در استان مسکوت ماند و پیگیری نکردند، مدیرکل کشاورزی آن دوران «فرساد» بود که بعد از بازنشستگی پیش من آمد و گفت که فلانی، علت اینکه ما این موضوع را پیگیری نکردیم این بود که آقای کلانتری به من گفت که آقای رفسنجانی گفته بود که نباید در آذربایجان پسته بکارید و ما هم پیگیری نکردیم.

      گفت‌وگو از مهدی کاظم زاده / تصویربردار: مصطفی میرنصیری

      انتهای پیام/

      کد خبر : 24970 |

      تاریخ مخابره : سه شنبه 07 آبان 1398 | ساعت : 11/59

      جشنواره زعفران مرند

      مدیر جهاد کشاورزی شهرستان ویژه مرند از برگزاری پنجمین جشنواره زعفران بناب مرند در تبریز خبر داد.

      به گزارش ایشیقلی نیوز، منوچهر رحمانی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگاران اعلام کرد: این جشنواره قرار است روزهای ۱۶ و ۱۷ آبان ماه در جهت آشنایی مصرف کنندگان با زعفران این منطقه در محل تفرجگاه عون بن علی تبریز برگزار شود.

      وی خاطرنشان کرد: هدف از برگزاری این جشنواره، معرفی زعفران مرند بعنوان مرغوب ترین زعفران کشور و نیز ایجاد انگیزه در تولیدکنندگان زعفران در شهرستان است.

      مدیر جهاد کشاورزی مرند، شهر بناب مرند را پایتخت تولید زعفران در شمالغرب کشور دانست و گفت: سعی ما این است در راستای برندسازی محصول زعفران مرند، این جشنواره را سال آینده، بصورت کشوری و در تهران برگزار نماییم.

      وی با بیان اینکه از ۳۰۰ هکتار زمین زیر کشت زعفران در استان، ۱۸۴ هکتار سهم مرند است، افزود: ضروری است با برگزاری دوره های آموزشی کشت زعفران، میزان تولید این محصول را در شهرستان افزایش دهیم.

      رحمانی گفت: انتظار داریم با تعامل و همکاری ادارات مربوط، جشنواره استانی زعفران بناب مرند، به نحو احسن در تبریز برگزار شود.

      کشت زعفران در چند سال گذشته در آذربایجان شرقی توسعه یافته و شهرستان مرند در این خطه به قطب تولید این محصول تبدیل شده است.

      سال گذشته ۱۸۴ هکتار گیاه زعفران در شهرستان مرند کشت و در حدود ۷۵۰ کیلوگرم از این محصول تولید شد.

      گفت‌وگو از مهدی کاظم زاده / تصویربردار: مصطفی میرنصیری

      انتهای پیام/-نظر بایراق----کاشت پسته زعفران-عناب و.....دیگر گیاهان  که  جهت پرورش به آب زیادی نیاز نداررند  در اطراف دریاچه ارومیه  بخصوص قسمتهای شمالی وشرقی دریاچه  کاملا قابلیت اجرائی داشته و  می تواند باعث ایجاد اشتغال  گردد -متاسفانه  آنگونه که در خاطرات آقای سارخانی آمده- به علت تنگ نظریها  حسادتها و....مردم وجوانان این مناطق  جهت امر معاش مهاجرت کرده  و یا در بیکاری  می باشند   -یادم هست همچنین آقای سارخانی پیگیر تاسیس هتل هما همانند تهران وشیراز و....در تبریز بودند که بعد سالها دوندگی  و حتی تعیین محل  در نزدیکی باغلار باغی  افکار شونیزم فارس مانع اجرای آن  پروژه  احداث هتل هما در تبریز شد -در سالهای بعد انقلاب اسلامی  رتبه آذربایجان از نظر صنعتی  برمبنای آمار دولتی  چندین پله  افت نشان می دهد  گاهی از زبان مسئولین محلی می شنویم  سپرده های مردم آذربایجان در نزد بانکها در  خارج از آذربایجان سرمایه گذاری می شود -همچنین   ظرفیت تولید برق در استان اصفهان به تنهائی  دو برابر چهار استان آذربایجان شرقی وغربی واردبیل وزنجان می باشد این در حالیست که جمعیت این چهار استان دو ونیم برابر آن استان است محاسبه کنید میزان اشتغال در هرنیروگاه با جذب سرمایه وارزش افزوده کسب وکار در هر منطقه را-و.....آذربایجان در پی آن نیست که بودجه بیش از  استحاق خود از بیت المال  بگیرد در پی آنست با توجه به جمعیت هرمنطقه  بودجه دولتی و خصولتی و بنیادی  بطور مساوی  در بین استانها  و توسط مراکز استانها  توزیع وسرمایه گذاری شود چون غیر آن حرام است

      استخدام هشت هزار تاجیک و پشتون افغانی  توسط  ارمنستان  برای جنگ با آذربایجان با کمک کدام دولتها

      صفحه اصلی / اخبار آذربایجان

      کدخبر : 39673

      چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ - ۱۸:۲۶

      فاقددیدگاه

      اسپوتنیک روسیه مدعی شد:

       ارمنستان ۸ هزار شبه نظامی افغانی را برای جنگ در قره‌باغ استخدام کرده است

      گوکسل گولبی، رئیس جمعیت جهانی مبارزه با ادعاهای بی اساس ارامنه (ASİMDER) که در ترکیه فعالیت می کند، اعلام کرد اطلاعات و فاکت های موثقی حاکی از آن وجود دارد که ارمنستان 8 هزار شبه نظامی افغانی را در اراضی اشغالی جمهوری آذربایجان سکنی داده است.

      به گزارش دورنانیوز به نقل از اسپوتنیک، گوکسل گولبی در گفتگو با خبرنگار نشریه “وستنیک کافکازا” ضمن بیان این مطلب گفت: ایروان حتی تلاش نمی کند این اطلاعات را پنهان کند. وی افزود:” بسیاری از شبه نظامیان به همراه اعضای خانواده شان از ایران به ارمنستان آمده اند که تقریبا سه میلیون نفر افغانی در رابطه با جنگ داخلی و فقر در آنجا پناهنده هستند” و این شبه نظامیان افغانی به مدت ۵ سال استخدام شده اند.

      رئیس ASİMDER می گوید:” آنها طی این مدت ماهانه سه هزار دلار دریافت کرده و همچنین خواهند توانست تابعیت ارمنستان و روادید اروپا را دریافت کنند. مرکز ما هر روز رسانه ها و شبکه های اجتماعی ترکیه، ارمنستان، ایران، روسیه را مرور می کند. در نتیجه مکاتبات کاربران ایرانی واتساپ از وجود مزدوران افغانی با خبر شدیم و علاوه بر این دارای منابع موثق خود در ایران هستیم که این واقعیت را تائید می کنند”.

      به گفته گوکسل گولبی، دلیل استخدام افغانی ها این است که ایروان پس از نبردهای ماه آوریل بر سر قره باغ که طی آن تعداد زیادی از اتباع ارمنستان کشته شدند، دیگر نمی خواهد خودی ها را به جبهه اعزام کند و ترجیح می دهد از مزدوران استفاده کند. وی افزود” جمع شدن شبه نظامیان در قره باغ نه فقط بر اقتصاد ارمنستان تاثیر می گذارد بلکه همچنین بر امنیت سراسر منطقه تاثیر گذار است چون باعث ایجاد هسته ها و اردوگاه های تروریستی در قفقاز خواهد شد”.

      رئیس ASİMDER تاکید کرد حل و فصل درگیری قره باغ وابسته به آذربایجان نیرومند و ترکیه متحد نیرومند آن است و ضمنا روسیه نقش تعیین کننده ای در رو.ند صلح ایفا می کند. وی در پایان گفت:” مسئله را باید در پشت میز مذاکرات حل کرده و اراضی اشغالی را به آذربایجان بازگرداند تا قفقاز که مثل یک بشکه باروت بزرگ است، به یک جنگ بزرگ کشانده نشود”.--نظر بایراق   برای این  در تیتر نوشتم تاجیک و پشتون  چون که هزاره ها  شیعه  می باشند  و اوزبکهای  نیز از اقوام ترک هستند  لذا احتمال دادم باید تاجیکها وپشتونها  توسط ارمنستان استخدام شده باشند  اما اینکه افغانیها از ایران به آنجا رفته باشند حتما درست نیست  و این  اقدام  توسط دولتهای دیگر تسهیل شده مانند خود روسیه  و امریکا امید است وزارت خارجه  ایران این خبر را تکذیب نماید-دلاوران شیعه  افغانی که اغلب از قوم هزاره  ترک می باشند  به عنوان مدافع حرم  توسط ایران  تجهیز و در سوریه برعلیه داعشیها ودیگر تروریستها جنگیدند  وتحسین همگان را برانگیختند-امیدوارم اصل خبر نیز کذب باشد چرا باید مسلمان در برابر مسلمان به نفع کفار بجنگند --اما اینکه  در مقاله گفته شده قره باغ با صلح آزاد شود  بعید است خود ارمنیها هم بخواهند روسیه وامریکا وفرانسه و....نخواهند گذاشت  آنها حتما دوست دارند این منطقه بحرانی باشد تا به موقع  از آب گل آلود قفقاز ماهیهای خود رابگیرند 

       

      مشرق نیوز از کمک دولت سوریه  در تشکیل پ ک ک می گوید -اسد باد کاشت بشار طوفان درو کرد

      کد خبر 1003221

      تاریخ انتشار: ۱ آبان ۱۳۹۸ - ۰۸:۰۰

      گزارش ویژه مشرق/

      روایتی از ۹ سال روابط پر فراز و نشیب شبه نظامیان کرد و دولت سوریه/ از کمک به تصرف شهر حلب تا حمله ناجوانمردانه به مقر ارتش سوریه در حسکه +تصاویر و نقشه

      سوریه

      عقبه حرکت‌های مسلحانه در مناطق کردنشین سوریه، به حوادث دهه ۷۰ میلادی در مناطق کردنشین ترکیه برمی‌گردد.

      سرویس جهان مشرق- اگرچه نمیتوان دورنمای دقیقی را برای پایان جنگ سوریه متصور بود اما جنگ داخلی در این کشور تقریبا به آخرین مراحل خود رسیده و پاکسازی استان ادلب و تعیین سرنوشت مناطق شرق رودخانه فرات که در حال حاضر تحت اشغال نیروهای دموکراتیک سوریه SDF و قوای امریکایی است آخرین چالش‌های پیش روی دولت و ارتش سوریه برای رهایی از جنگ خانمانسوز ۹ ساله است. سرنوشت استان ادلب و ده‌ها هزار تروریست حاضر در آن ناگزیر با عملیات نظامی سخت و خونین در آینده‌ای نزدیک تعیین تکلیف خواهد شد زیرا حتی اگر با مداخله و میانجیگری ترکیه گروه‌های به اصطلاح میانه رو نیز حاضر به مصالحه و پایان جنگ با ارتش سوریه شوند، بیش از ۳۰ هزار تروریست تکفیری و تندرو وابسته به هیات تحریرالشام یا سایر گروه‌های جهادی نه جایگاهی در آینده کشور سوریه دارند و نه چاره‌ای به جز نبرد در میدان جنگ.

      اما برای نیروهای دموکراتیک سوریه و رهبران کردهای سوریه بسته به تحولات سیاسی پیش رو و تصمیمات قدرتهای غربی حامی آنها نحوه کنار آمدن با دولت مرکزی سوریه میتواند متفاوت باشد.

      خواستگاه جنبش‌های مسلحانه کرد در شمال سوریه

      عقبه حرکت‌های مسلحانه در مناطق کردنشین سوریه، به حوادث دهه ۷۰ میلادی در کردستان ترکیه برمی‌گردد. در سال ۱۹۷۸ عبدالله اوجالان معروف به آپو(به معنی عمو) رهبر چپگرای کرد که اهل شهر اورفای ترکیه بود تشکیل گروهی تحت عنوان حزب کارگران کردستان یا PKK را رسما اعلام کرد.

      نخستین پرچم رسمی گروه تروریستی PKK

      اوجالان و نیروهایش که در ابتدای کار سلاح و عقبه کافی برای مبارزه با ارتش ترکیه و رویای تصرف مناطق کردنشین ترکیه را نداشتند با چراغ سبز دولت وقت سوریه به رهبری حافظ اسد به شمال سوریه وارد شده و شروع به ایجاد کمپ‌های آموزش نیرو و جمع‌آوری سلاح کردند. دولت وقت سوریه و حزب بعث برای حمایت از اوجالان و گروهش دلایل زیاد و قانع کننده‌ای داشتند. در آن زمان ترکیه عضو ناتو و رقیب منطقه‌ای جدی برای سوریه ای به حساب می‌آمد که تحت حمایت بلوک شرق و شوروی بود. همچنین اختلافات عرضی با ترکیه بر سر منطقه اسکندرون یا استان هاتای که سوریه آن را بخش اشغال شده خاک خود توسط ترکیه میدانست نیز موجب میشد دولت سوریه از اینکه گروهی شبه نظامی که موجب آسیب و اذیت ترکیه شود چندان ناراضی نباشد.

      نقشه منطقه اشغالی اسکندرون یا استان هاتای در ترکیه

      همچنین حضور نیروهای PKK و پیوند آنها با کردهای سوریه میتوانست موجب شود که این نیروها از ایجاد جنبش مستقل بر ضد دولت مرکزی سوریه به بهانه هدف بزرگتر در خاک ترکیه چشم‌پوشی کنند. بدین ترتیب نخستین گروه‌های مسلح کرد در خاک سوریه که در واقع به عنوان شاخه PKK در این کشور به حساب می‌آمدند تشکیل شدند که نام سازمان خود را YPG که مخفف عبارت Yekîneyên Parastina Gel به معنای یگان مدافع خلق انتخاب کردند.

      عبدالله اوجالان رهبر PKK در یکی از کمپ‌های آموزشی این گروه

      ترکیب قومیتی نیروهای عضو SDF

      در ابتدا ذکر این نکته ضروری است که گروه SDF از اتحاد تعداد زیادی از گروه‌های مختلف کرد، عرب، مسیحی و آشوری در شرق و شمال شرق سوریه تشکیل شده است. در حال حاضر تخمین زده میشود که حدود ۷۰ هزار نفر در سازمان رزم این ائتلاف مشغول مبارزه هستند که از این میان حدود ۴۰ درصد نیروها کرد، ۵۰ درصد از نیروهای عرب و اعضای سابق ارتش آزاد و مابقی نیروها از سایر قومیت‌ها هستند.

      اگر تعداد نیروهای کرد عضو یگان های YPG را حدود ۳۰ هزار نفر تخمین بزنیم میتوان به جرات گفت که استعداد نیروهای عضو این گروه از زمان ورود قوای ائتلاف بین‌المللی برای جنگ علیه تروریست‌های داعش حداقل ۱۰ برابر شده است. پیش از هجوم سراسری نیروهای داعش از خاک عراق به شرق سوریه یگانهای مدافع خلق کرد به هیچ عنوان یارای مقابله با تروریست‌های داعش را نداشته و به سرعت دست به عقب‌نشینی و تسلیم شهرها و روستاهای خود به این گروه به جز دو شهر حسکه و قامشلی که از قضا ارتش سوریه در آنها مستقر بود زدند. اما وقایعی که به هنگام نبرد در شهر عین العرب(کوبانی) رخ داد مسیر تحولات در شمال سوریه و حتی کل جنگ را به کلی دگرگون ساخت.

      کوبانی چگونه تبدیل به نقطه عطف سرنوشت شبه نظامیان کرد شد؟

      در سپتامبر ۲۰۱۴ میلادی تروریستهای داعش که مناطق وسیعی را در غرب عراق و شرق و شمال سوریه اشغال کرده بودند حمله‌ای را به منظور اشغال شهر مرزی عین العرب(کوبانی) آغاز کردند. رهبران داعش که مردم کرد سوریه را مرتد و کافر میدانستند تلاش زیادی برای اشغال شهرهای مهم تر آنها نظیر حسکه و قامشلی کردند اما با مقاومت مشترک ارتش سوریه و نیروهای کرد شکست خورده و مجبور به عقب نشینی شدند. اما شهر کوبانی هدفی مناسب و نمادین برای انتقام گیری بود که غرب توسط رود فرات و از شمال توسط ترکیه محدود میشد. اهمیت این عملیات در حدی بود که ابوعمر الشیشانی فرماده نظامی کل تروریستهای داعش این شهر را عین السلام خطاب کرده و فرماندهی عملیات را به ابوخطاب الکردی از اعضای کرد این گروه سپرد که اهل شهر حلبچه عراق بود. وی در این عملیات با شلیک یک تک‌تیرانداز کرد به هلاکت رسید.

      ابوخطاب الکردی فرمانده داعش در حمله به کوبانی

      شبه‌نظامیان YPG که نه از نظر تعداد قوا و نه تجهیزات یارای مقابله با ۱۰ هزار تروریست مهاجم را نداشتند بدون مقاومت خاصی شروع به عقب‌نشینی پیاپی کردند و ظرف مدت کوتاهی ۳۵۰ روستا از مجموع ۳۵۴ روستای اطراف شهر اشغال شدند. از ابتدای اکتبر نیروهای داعش حمله به شهر را با حملات سنگین توپخانه‌ای و انتحاری آغاز کردند و پس از گذشت ۲ هفته حدود ۶۰ درصد از مناطق شرقی و جنوبی شهر را به تصرف خود درآوردند.

      در این دوره زمانی موج رسانه‌ای گسترده جلوگیری از قتل‌عام غیرنظامیان کرد در تمامی کشورهای دنیا شکل گرفته و همگان خواستار دخالت نظامی سازمان ملل یا قدرتهای مستقل برای نجات مردم کوبانی شدند. این در حالی بود که شهر کوچک ۵۰ هزار نفری کوبانی در مقایسه با شهرهایی همچون موصل و تکریت در عراق یا رقه و دیرالزور در سوریه که میلیون‌ها نفر را در خطر آوارگی و کشتار توسط تروریست‌های داعش قرار داده بود از منظر فجایع انسانی بسیار کوچک تر به نظر میرسید.

      به هر ترتیب این موج رسانه‌ای و فشار جهانی نهایتا موجب شد تا از شب ۱۳ اکتبر ۲۰۱۴ نیروی هوایی امریکا دست به پرواز بمب‌افکن‌های خود از پایگاه‌های منطقه ای و بمباران نیروهای داعش در اطراف کوبانی بزند. حملات دقیق و پرتعداد جنگنده‌ها و بمب افکن‌های استراتژیک امریکایی نظیر F۱۶ و B۱ موجب شد ظرف مدت کوتاهی شهر از نیروهای داعش پاکسازی شده و به کنترل نیروهای کرد در بیاید.

      تصویری از بمب افکن استراتژیک B۱ بر فراز شهر کوبانی

      پس از وقایع شهر کوبانی بود که امریکا و متحدین غربی به فکر تشکیل نیرویی سازمان یافته از شب نظامیان کرد و سایر گروه‌های مخالف دولت سوریه که نظامیان جدا شده از ارتش این کشور بودند به منظور نبرد با داعش بیفتند. انجام روزانه ده‌ها سورتی بمباران هوایی و ورود مستشاران و نیروهای ویژه امریکا، فرانسه و انگلیس به شمال سوریه و آموزش و سازماندهی هزاران نیروی جدید در قالب نیروهای دموکراتیک سوریه موجب شد این نیروها به سرعت اقدام به ضد حمله و پاکسازی مناطق تحت تسلط داعش بزنند. نبردهایی که پیش از ورود قوای زمینی به شهرها و روستاها تکلیف آن به یمن بمباران هوایی و توپخانه‌ای قوای ائتلاف روشن میشد و در واقع قوای زمینی SDF تنها به منظور استقرار در این مناطق بر روی زمین پیاده روی میکردند.

       

      توهم قدرت شبه‌نظامیان کرد و تلاش برای تشکیل منطقه خودمختار در شرق سوریه

      پیشروی‌های سریع در پناه هزاران نیروی خارجی و بمباران‌های خردکننده هوایی جنگنده‌های ائتلاف و تصرف عمده مناطق تحت سلطه داعش در شرق فرات موجب شد تا حزب PYD و شاخه نظامی آن YPG به سراغ آرزوهای دیرینه خود یعنی اتصال کانتون جزیره و کوبانی به منطقه عفرین در شمال غرب سوریه و اعلام منطقه خودمختار کردستان سوریه یا روژاوا بروند. اما عملیات سپر فرات ارتش ترکیه و نیروهای تحت امرش در منطقه الباب در شمال حلب اولین میخ را به تابوت این آرمان متوهمانه کوبید. با تصرف شهرهای الباب و جرابلس یک منطقه حائل میان کانتون کوبانی و عفرین ایجاد شد که بعدها موجب شد در عملیات سال ۲۰۱۸ در این منطقه تحت عنوان عملیات شاخه زیتون، نیروهای کرد نتوانند به نیروهای حاضر در عفرین کمک کنند و این منطقه تنها پس از ۲ ماه نبرد به اشغال ارتش ترکیه درآمد.

      نمای گرافیکی از نقشه شمال سوریه و طرح ارتش ترکیه برای جلوگیری از اتصال مناطق کردنشین.
      مناطق هاشور خورده با رنگ قرمز محل عملیات ارتش ترکیه هستند.

      همچنین انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رییس‌جمهور امریکا که با وعده خلاصی امریکا از جنگ‌های منطقه و اقدام برای خروج تدریجی از خاک سوریه همراه شد نیز دلسردی بزرگی برای جدایی طلبان به همراه آورد زیرا سران نیروهای دموکراتیک سوریه به خوبی میدانستند بدون حضور نیروهای امریکایی در شرق فرات ایده تشکیل کشور مستقل خیالی خام بیش نیست. آنها اما حداقل از این موضوع اطمینان داشتند که مادامی که نیروهای امریکایی در شرق فرات مستقر باشند نیروی مهاجمی اعم از ارتش ترکیه یا سوریه قادر به حمله به مناطق تحت تسلطشان نیست.

      اما اقدام ترکیه در عملیات چشمه صلح و اشغال شهرهای راس العین و تل ابیض و ده‌ها روستای اطراف این دو شهر در میان تخلیه پایگاه‌های نظامیان امریکایی در این مناطق که طبق توافقات پشت پرده ترامپ و اردوغان روی داد، میخ اخر بر تابوت کشور مستقل کردی تحت حمایت غرب بود.

       

      روابط کردهای سوریه با دولت مرکزی در طول سالهای جنگ داخلی

      به هنگام آغاز ناآرامی های داخلی در سوریه و پیش از شروع جنگ تمام عیار، شهرهای با اکثریت جمعیت کرد نظیر حسکه، قامشلی و عفرین از نخستین مناطقی بودند که دست به آشوب علیه دولت مرکزی سوریه زدند. در ابتدا حتی گروه‌هایی از این مناطق پیشنهاد همکاری با تروریست‌های ارتش ازاد علیه ارتش سوریه را دادند اما به تدریج و با حملات تروریست‌های تکفیری به مناطق کردنشین و کافر و مرتد خواندن آنها رویه حزب PYD و شاخه نظامی آن به بی طرفی در جنگ و تمرکز بر محافظت از مناطق کردنشین تغییر کرد.

      با هجوم گسترده داعش به خاک سوریه در سال ۲۰۱۴ نیروهای کرد تصمیم به اتحاد با امریکا برای مبارزه با داعش و گسترش مناطق نفوذ خود گرفتند. اما این موضوع شامل تمامی مناطق کردنشین نبود. در واقع شبه‌نظامیانی که در منطقه شرق فرات بودند به دلیل دوری از مناطق تحت کنترل دولت مرکزی در آن هنگام تصمیم به پیوستن به ائتلاف غربی ضد داعش گرفتند اما کردهای ساکن شمال استان حلب که دور از مناطق اصلی هم کیشان خود و در خطر حملات تروریست‌ها بودند راه حل دوم یعنی همکاری با ارتش سوریه را در پیش گرفتند.

      فرودگاه قامشلی

      یکی از مناطقی که در طول سالهای جنگ از معدود نقاط حضور ارتش سوریه در شرق فرات محسوب میشد شهر و فرودگاه شهر قامشلی بود. این فرودگاه محل استقرار یگان ترابری هوانیروز ارتش سوریه بود که از بالگردهای روسی Mi۸ بهره میبرند. طی ۳ سال محاصره سخت و خونین شهر دیرالزور توسط تروریست‌های داعش و مقاومت افسانه‌ای نیروهای ارتش در این شهر به فرماندهی شهید عصام زهرالدین، عمده پروازهای پشتیبانی و امدادرسانی به نیروهای تحت محاصره در این شهر از مبدا فرودگاه شهر قامشلی انجام میشد که رهبران کرد در طول این دوره زمانی همکاری های مثبتی را با نیروهای ارتش به منظور امر کمک‌رسانی به شهر دیرالزور انجام دادند. در یکی از معروفترین پروازهای بالگردهای ترابری ارتش به این شهر یک فروند بالگرد میل۸ سوری که پس از تخلیه بار در فرودگاه دیرالزور عازم شهر قامشلی بود هدف شلیک توپ‌های ضد هوایی تروریستهای داعش قرار میگیرد و به شدت از ناحیه بدنه و دم انتهایی آسیب میبیند اما با این وجود با طی مسافتی بیش از ۲۰۰ کیلومتر موفق به فرود معجزه‌آسا در شهر قامشلی میشود. تصویر این بالگرد همواره به عنوان نمادی از شرایط سخت نیروهای تحت محاصره در دیرالزور شناخته میشود.

       

      رفع محاصره شهرک‌های شیعه نشین نبل و زهرا

      بهمن سال ۱۳۹۴ فاز دوم عملیات نصر در شمال استان حلب به منظور رفع محاصره دو شهرک شیعه نشین نبل و زهرا با موفقیت به پایان رسید. در این عملیات نیروهای مقاومت با تصرف شهرک‌های دویر الزیتون، باشکوی، تل جبین، حردتنین، رتیان و معرسه الخان موفق شدند شهرک‌های نبل و زهرا را پس از ۳ سال و ۷ ماه از محاصره تکفیری‌ها نجات دهند. در این عملیات نیز نیروهای کرد همسو با قوای ارتش سوریه و محور مقاومت عمل کرده و با تصرف شهرک مایر و در ادامه شهرهای منغ و تل رفعت مانع از کمک‌رسانی تروریست‌ها از شهر مرزی اعزاز به تروریست‌های بخش شرقی حلب شدند.

      محله شیخ مقصود حلب

      یکی از مناطقی که تاثیر قابل توجهی در رویدادهای شمال سوریه و استان حلب داشت محله کردنشین شیخ مقصود در شمال شهر حلب بود. این محله از زمان سقوط بخش شرقی حلب توسط تروریست‌ها در سال ۲۰۱۲ توانسته بود به لطف حضور شبه‌نظامیان کرد و کمک های تسلیحاتی ارتش سوریه استقلال خود را حفظ کرده و مانع از حضور تروریست‌ها در این منطقه شود. در مرداد ماه سال ۱۳۹۵ ارتش سوریه و نیروهای محور مقاومت طی عملیاتی درخشان موفق به محاصره بخش شرقی حلب از محور اردوگاه حندرات و جاده کاستیلو شدند. در این عملیات نیروهای کرد حاضر در محله شیخ مقصود که در هماهنگی کامل با ارتش سوریه عمل میکردند با تصرف محله‌های اشرفیه و بنی زید کمک شایانی به قطع جاده کاستیلو و تکمیل محاصره تروریستها در شرق حلب کرند. موضوی که همواره توسط گروه‌های تروریستی به عنوان خیانت کردها عنوان شده و در ایجاد انگیزه برای آنها در عملیات‌های بعدی ارتش ترکیه و تروریست‌های ارتش آزاد علیه مناطق کردنشین بی تاثیر نبود.

      نقشه میدانی شمال شهر حلب و محله شیخ مقصود

      درگیری‌های شهر حسکه

      آگوست سال ۲۰۱۶ میلادی شبه‌نظامیان کرد در شهر حسکه به تحریک امریکا حملاتی را به مقرهای ارتش سوریه در محله‌های نشوه و غویران انجام داده و خواستار تسلیم نظامیان و سوری و کنترل کامل شهر میشوند. در این درگیری ها بیش از ۴۰ نفر از نیروهای دو طرف کشته شدند. همچنین جنگنده‌های ارتش سوریه که برای پشتیبانی از نیروهای خودی به این منطقه پرواز کرده بودند با شلیک اخطار جنگنده‌های امریکایی مجبور به بازگشت میشوند. این درگیری‌ها سرانجام با اعزام هیات‌هایی از سوی دو طرف به پایگاه هوایی حمیمیم در استان لاذقیه و وساطت مقامات روس پایان یافت.

      مخدوش کردن تصویر رییس جمهور سوریه درورودی شهر حسکه توسط شبه نظامیان کُرد

       

      درگیری در اطراف شهر طبقه و سرنگونی جنگنده سوری

      در روز ۱۸ ژوئن سال ۲۰۱۷ میلادی نیروهای ارتش سوریه مشغول درگیری با تروریست‌های داعش در جنوب شهر الطبقه در استان رقه بودند. در این میان به دلیل نزدیکی مناطق تحت کنترل نیروهای SDF با محل درگیری، تعدادی از گلوله‌های توپخانه ارش سوریه به نزدیکی مواضع نیروهای SDF اصابت میکند. در پاسخ شبه‌نظامیان این گروه اقدام به حمله به مواضع ارتش در این منطقه میکنند. ارتش سوریه که انتظار این اقدام از سوی نیروهای مقابل را نداشت درخواست پشتیبانی از نیروی هوایی میکند. یک فروند جنگنده Su۲۲ سوری به همراهی یک فروند Su۲۷ نیروی هوایی روسیه وارد منطقه میشوند اما همزمان ۴ فروند جنگنده F/A۱۸E سوپر هورنت امریکایی که از عرشه ناو هواپیمابر جورج بوش در دریای مدیترانه برخواسته بودند اقدام به رهگیری جنگنده‌های روسی و سوری میکنند. در این میان به دلیل ملاحظات میان نیروی هوایی امریکا و روسیه جنگنده‌های امریکایی از درگیری با جنگنده روس اجتناب کرده اما با شلیک ۱ تیر موشک حرارت‌یاب AIM۹_X (که خطا میرود) و یک تیر موشک راداری AIM۱۲۰ جنگنده Su۲۲ فیتر نیروی هوایی سوریه را سرنگون میکنند.

      طرح گرافیکی از ساقط شدن جنگنده Su۲۲ سوری توسط جنگنده F/A۱۸ نیروی دریایی امریکا

      در این حادثه سروان علی فهد خلبان جنگنده سوری موفق به خروج اضطراری از جنگنده خود شده و دو روز بعد توسط نیروهای خودی نجات یافت. خلبان جنگنده سوپر هورنت امریکایی سرگرد مایکل ترمل (Michael Tremel) نام داشت.

      سرگرد مایکل ترمل در کنار جنگنده سوپر هورنت منقش به کیل مارک جنگنده نیروی هوایی سوریه

      نتیجه گیری پایانی

      بررسی رویدادهای سال‌های اخیر نشان میدهد هر گاه نیروهای کرد حاضر به همکاری با ارتش سوریه شدند در نهایت هر دو طرف از این همکاری سود برده‌اند. بهترین مثال‌ها در این زمینه به همکاری ارتش و نیروهای کرد در آزادسازی حلب، دفع حملات داعش به شهرهای حسکه و قامشلی و عملیات مشترک بزرگ برای پایان کار داعش در سال ۲۰۱۷ بود که طبق تواق ارتش و نیروهای موافقت وظیفه پاکسازی مناطق مرکزی کشور و غرب رودخانه فرات را بر عهده داشتند و در سوی مقابل نیروهای SDF کرانه شرقی رود فرات را از لوث وجود تروریست‌های داعش پاک کردند. حتی دولت سوریه با کنترل موقت میادین نفتی العمر و التنک در شرق دیرالزور توسط نیروهای SDF نیز موافقت کرد تا حسن نیت خود را در این زمینه ثابت کرده باشد.

      همچنین در چندین دور مذاکرات میان دمشق و هیات های کرد، دولت سوریه پیشنهاد بازگشت این نیروها تحت پرچم سوریه واحد در قبال اعطای امتیازاتی از جمله داشتن مجالس محلی مستقل و نیروی نظامی بومی در این مناطق را داده است اما بنا به دلایلی از جمله فشار امریکا و زیاده‌خواهی رهبران کرد در داشتن خودمختاری کامل این مذاکرات تا کنون به نتیجه نرسیده است. همین موضوع موجب شد تا علی رغم پیشنهاد ارتش سوریه برای استقرار در منطقه عفرین و حمایت از مردم این منطقه در برابر هجوم ارتش ترکیه، فرماندهان کرد مغرورانه پیشنهاد ارتش را رد کرده و بر دفاع مسلحانه در برابر ارتش ترکیه اصرار کنند که نتیجه آن سقوط عفرین بود.

      در وقایع یک ماه اخیر نیز بشار اسد رییس جمهور سوریه و سایر مقامات رسمی این کشور بارها تاکید کردند که تنها دولت سوریه میتواند حامی مردم کرد این کشور در برابر هجوم دشمنان باشد اما رهبران کرد خیلی دیر و پس از شانه خالی کردن امریکا از حمایت نظامی از آنها در برابر ارتش ترکیه و پس از سقوط ده‌ها شهر و روستای مرزی با ورود یگان هایی از ارتش سوریه به شهرهای کردنشین موافقت کردند.

      هر چند این اقدام میتواند نویدبخش اقدامات مثبت بعدی در زمینه همکاری میان دولت مرکزی و رهبران کرد سوری باشد تا با واگذاری کنترل سایر مناطق راهبردی و دست کشیدن از امید واهی به اشغالگران امریکایی، مانع از کشتار و آوارگی مردم بیگناه و اشغال مناطق بیشتری از خاک این کشور توسط ارتش ترکیه و مزدوران تحت امرش شوند.------نظر بایراق----در این مقاله منتشره مشرق نیوز  که نگرشی منفی  در مقالات منتشره  نسبت به   ترکیه دارد - به نکته جالبی اشاره شده  این حافظ اسد ودولت بعثی سوریه بوده که  به پ ک ک کمک کرده رشد کند  و با کمک به این گروهک تروریستی   بی تردید باد کاشته واینک در دوره پسرش بشار اسد طوفان دور کرده  همین خرابیها و  کشت وکشتارها  یک پایه اش بدون شک همین قضیه بوده  -دوم در این مقاله سعی می شود  با  مطرح کردن منطقه اسکندرون  باز در اختلاف بین ترکیه واعراب سوری بدمد  و نفاق در این مسئله قابل مشاهده است  مسلما اگر سوریه چنین ادعائی بکند ترکیه نیز مانند سابق پاسخ خواهد داد  کلیت سوریه در جنگ جهانی اول  توسط  فرانسه وانگلیس  و....از عثمانی جدا شده  و ....جنگ لفظی و...ادامه خواهد یافت---اینک باید همه طرفها سعی کنند آرامش به سوریه باز گردد  تا مردم رنج کشیده  بعد مدتها   به راحتی وصلح امیدوار بشوند  ودولت مرکزی  سوریه باید سعی نماید  عدالت  فرهنگی و  اقتصادی  و نوعی نظام فدرالی  یکپارچه  ومتحد  جایگزین وضعیت  سیاسی فعلی  شود