آیا ماندن اسد باید به قیمت ویرانی سوریه باشد
يکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۳۴
پرسشهای تامل برانگیز یک اصلاحطلب:
آیا ماندن اسد بايد به قیمت ویرانی سوريه باشد؟
کد مطلب : 117576
![]() |
گروه سياسي: به گزارش انصافنیوز، دکتر «یدالله اسلامی»، دبیر کل مجمع نمایندگان ادوار مجلس، از احزاب اصلاحطلب، در یادداشتی در صفحهی شخصی خود نوشت: در سوریه چه میگذرد؟ چرا چنین سرنوشتی برای سوریه رقم زده شد؟ کشتار و آوارگی و بی خانمانی گستردهی مردم سوریه چه دردی را دوا میکند؟
آیا ماندن اسد به قیمت ویرانی یک کشور و شکلگیری دشمنی و بروز جنگهای گستردهی قومی و قبیلهای و مذهبی ارزشی داشت و یا دارد؟ آیا این زخم خونین و دملی که حالا چرکین شده است درمانی آسان دارد؟
داعش چگونه زاده شد و رشد کرد و بالید و ماندگار شد؟ چه کسانی و کشورهایی و گروه هایی و اندیشههای در سربرآوردن داعش نقش داشته و دارند؟
جنگی چنین ویرانگر پس از رسیدن به آتش بس چه برجای میگذارد؟ آیا کینههای زاده شده در اثر این جنگ به زودی از میان برداشته خواهد شد؟
نقش کشورهای ایران و ترکیه و عربستان در این ماجرا چیست؟ کشورهای فرامنطقه ای همچون آمریکا و روسیه چه نقشی بازی میکنند؟ هم پیمانی ایران و روسیه چه نقشی در آیندهی ایران و منطقه خواهد داشت؟ بمبارانهای روسیه در حلب چه نگاهی به ایران را در بین مردم دامن خواهد زد؟
راز آتش بس شکننده در سوریه بر اساس توافق بین آمریکا و روسیه چیست؟ آیا واقعاً شیعهی انگلیسی در پیدایش داعش و دامن زدن به کینههای مذهبی نقش داشته است؟
آیا میزان سرمایهای که ایران در سوریه به کار بسته است اعم از نیروی انسانی و پشتیبانی و منابع مادی، سود لازم را برای ایران به ارمغان خواهد آورد؟
آیا اگر ایران وارد نبرد در سوریه نمیشد جنگ با داعش به شهرهای ایران کشیده میشد؟ راز پیوستن برخی از ایرانیان به داعش چیست؟
آیا ادامهی جنگهای نیابتی در سوریه، ویرانی بیشتر و کینههای انباشتهتر را با خود همراه نخواهد آورد؟
اگر ایران پشتیبانی خود از اسد را به حوزهی سیاسی کاهش میداد چه میشد؟ اگر ایران برای حل مشکل اسد و مخالفین داخلی آن کشور نقش میانجیگیری برای خود تعریف میکرد چه پیامدی داشت؟
آیا خارج شدن ایران از گرداب سوریه آسان است؟
آیا هم پیمانی ایران و روسیه در نبرد سوریه که گاهی با ترس از سازش روسیه و آمریکا به زیان ایران و گاهی به بیمعرفتی روسهای در گزارش استفادهی نظامی از پایگاه هوایی همدان از زبان برخی دست اندرکاران شنیده میشود بر اساس آیندهنگری و منافع ملی بوده است؟
آیا این تصمیم بر اساس اجماع سردمداران و اداره کنندگان کشور گرفته شده ست؟ چرا گزارش این تصمیم پس از افشای آن به نمایندگان مجلس هم داده نشده است؟
دامنهی این پرسشها بسیار است و اگر چه برخی سعی میکنند با پاسخهای به ظاهر ساده از آن بگذرند ولی خود میدانند که آنچه را بیان میدارند پاسخ نیست.
پیامدهای حضور در سوریه به چنان آسانی که از آن سخن میرود نخواهد بود. هیجانها روزی رنگ میبازد و پرسشهای خردمندانه و کاوشهای هوشیارانه جای آن را خواهد گرفت. آن گاه نوبت به پاسخگویی میرسد!
بگذریم که جای تحلیلهای کارشناسانه بر اساس منافع ملی در بسیاری از نوشتهها و گفتهها خالی است و هیجان و رجزخوانی و شبیهسازیهای تاریخی جای تحلیل و بررسیهای منطقی و آگاهی بخش را گرفته است--برگرفته از بهار نیوز-----نظر بایراق: سوالهای مطرح شده در این مقال در ذهن هرکسی شاید به گونه ای خطور نماید . مثلا درست است که روسیه و دولت اسد مدعی هستند که دارند شهر حلب را به علت سنگر سازی تروریستها در آن بمباران می کنند ولی در نظر داشته باشیم یک میلیون انسان بی دفاع نیز در این شهر سکونت دارند ورود ایران نیز به این جنگ از نکته نظر دفاع از حرم شریفین کاملا منطقی به نظر می رسد ولی غافل از این نباشیم روایات وارده در احادیث شیعه در مورد شروع فتنه شام از جمله در کتاب حلیه المتقین بر این حکایت دارد که این فتنه مدتهای مدید طول خواهد کشید و گاهی که گمان می رود رو به پایان هست از نقطه ای دیگر در این سرزمین شعله خواهد کشید ورود امریکا و روسیه و...همچنین ملیتهایی نظیر کردها که می خواهند از موقعیت استفاده کرده و اعلام استقلال کنند و همچنین منافع و تهدیداتی که ترکیه واسرائیل و...برای خود تعریف می نمایند حکایت از به درازا کشیدن این بحران دارد اما به نظر من حال که ایران به این بحران وارد شده باید مواضعش شفاف باشد و نگاه خود را مستقل از مثلا روسیه تعریف و به اطلاع عموم برساند و اعلام نماید با هیچ یک از ملیتهای سوریه با هر زبان و مذهبی مشکلی ندارد و قصدش کمک به ایجاد صلح و برادری وعدالت در این کشور می باشد و ...حاضر هست در شرایط خاص میانجیگری نماید و از این قبیل مواضع ...ودر این زمینه دائم با طرفهای متفاوت تماس بگیرد و بخواهد اگر به صلح هم راضی نیستند حداقل در زمینه امداد رسانی به مجروحین و ساکنین عادی و ...که جزء حقوق بشر اسلامی هستند به تفاهم برسند و...در این صورت در فردای روز پایان جنگ ترکشهای کینه های انباشته شده کمتر به ایران اصابت خواهد کرد البته عقل هم همین را می گوید ...-و می دانیم که کل قضیه به این سادگی هانیست و باید بیشتر مسئله از ابعاد مختلف کاوش شود -بهترین کار درایران اینست که سعی در زدودن نگاه پان فارسیسم از تحلیلها ی اطاق های فکر به مناطق غیر فارس ایران داشته باشد و با نگاه امنیتی و مضنونانه بخصوص به ترکهایی که خواهان تدریس زبان وادبیات ترکی در کلیه سطوح مدارس در تمام کشور به همراه زبان فارسی هستند نداشته باشد و به این حقوق آنها را تامین نماید شک نداشته باشد در صورت اتخاذ چنین تصمیمی انقلاب اسلامی چنان تناور ومستحکم خواهد شد و کشورهایی مانند عراق و جمهوری آذربایجان و...به این اتحاد بزرگ برادری اسلامی خواهند پیوست
آیا ماندن اسد به قیمت ویرانی یک کشور و شکلگیری دشمنی و بروز جنگهای گستردهی قومی و قبیلهای و مذهبی ارزشی داشت و یا دارد؟ آیا این زخم خونین و دملی که حالا چرکین شده است درمانی آسان دارد؟
داعش چگونه زاده شد و رشد کرد و بالید و ماندگار شد؟ چه کسانی و کشورهایی و گروه هایی و اندیشههای در سربرآوردن داعش نقش داشته و دارند؟
جنگی چنین ویرانگر پس از رسیدن به آتش بس چه برجای میگذارد؟ آیا کینههای زاده شده در اثر این جنگ به زودی از میان برداشته خواهد شد؟
نقش کشورهای ایران و ترکیه و عربستان در این ماجرا چیست؟ کشورهای فرامنطقه ای همچون آمریکا و روسیه چه نقشی بازی میکنند؟ هم پیمانی ایران و روسیه چه نقشی در آیندهی ایران و منطقه خواهد داشت؟ بمبارانهای روسیه در حلب چه نگاهی به ایران را در بین مردم دامن خواهد زد؟
راز آتش بس شکننده در سوریه بر اساس توافق بین آمریکا و روسیه چیست؟ آیا واقعاً شیعهی انگلیسی در پیدایش داعش و دامن زدن به کینههای مذهبی نقش داشته است؟
آیا میزان سرمایهای که ایران در سوریه به کار بسته است اعم از نیروی انسانی و پشتیبانی و منابع مادی، سود لازم را برای ایران به ارمغان خواهد آورد؟
آیا اگر ایران وارد نبرد در سوریه نمیشد جنگ با داعش به شهرهای ایران کشیده میشد؟ راز پیوستن برخی از ایرانیان به داعش چیست؟
آیا ادامهی جنگهای نیابتی در سوریه، ویرانی بیشتر و کینههای انباشتهتر را با خود همراه نخواهد آورد؟
اگر ایران پشتیبانی خود از اسد را به حوزهی سیاسی کاهش میداد چه میشد؟ اگر ایران برای حل مشکل اسد و مخالفین داخلی آن کشور نقش میانجیگیری برای خود تعریف میکرد چه پیامدی داشت؟
آیا خارج شدن ایران از گرداب سوریه آسان است؟
آیا هم پیمانی ایران و روسیه در نبرد سوریه که گاهی با ترس از سازش روسیه و آمریکا به زیان ایران و گاهی به بیمعرفتی روسهای در گزارش استفادهی نظامی از پایگاه هوایی همدان از زبان برخی دست اندرکاران شنیده میشود بر اساس آیندهنگری و منافع ملی بوده است؟
آیا این تصمیم بر اساس اجماع سردمداران و اداره کنندگان کشور گرفته شده ست؟ چرا گزارش این تصمیم پس از افشای آن به نمایندگان مجلس هم داده نشده است؟
دامنهی این پرسشها بسیار است و اگر چه برخی سعی میکنند با پاسخهای به ظاهر ساده از آن بگذرند ولی خود میدانند که آنچه را بیان میدارند پاسخ نیست.
پیامدهای حضور در سوریه به چنان آسانی که از آن سخن میرود نخواهد بود. هیجانها روزی رنگ میبازد و پرسشهای خردمندانه و کاوشهای هوشیارانه جای آن را خواهد گرفت. آن گاه نوبت به پاسخگویی میرسد!
بگذریم که جای تحلیلهای کارشناسانه بر اساس منافع ملی در بسیاری از نوشتهها و گفتهها خالی است و هیجان و رجزخوانی و شبیهسازیهای تاریخی جای تحلیل و بررسیهای منطقی و آگاهی بخش را گرفته است--برگرفته از بهار نیوز-----نظر بایراق: سوالهای مطرح شده در این مقال در ذهن هرکسی شاید به گونه ای خطور نماید . مثلا درست است که روسیه و دولت اسد مدعی هستند که دارند شهر حلب را به علت سنگر سازی تروریستها در آن بمباران می کنند ولی در نظر داشته باشیم یک میلیون انسان بی دفاع نیز در این شهر سکونت دارند ورود ایران نیز به این جنگ از نکته نظر دفاع از حرم شریفین کاملا منطقی به نظر می رسد ولی غافل از این نباشیم روایات وارده در احادیث شیعه در مورد شروع فتنه شام از جمله در کتاب حلیه المتقین بر این حکایت دارد که این فتنه مدتهای مدید طول خواهد کشید و گاهی که گمان می رود رو به پایان هست از نقطه ای دیگر در این سرزمین شعله خواهد کشید ورود امریکا و روسیه و...همچنین ملیتهایی نظیر کردها که می خواهند از موقعیت استفاده کرده و اعلام استقلال کنند و همچنین منافع و تهدیداتی که ترکیه واسرائیل و...برای خود تعریف می نمایند حکایت از به درازا کشیدن این بحران دارد اما به نظر من حال که ایران به این بحران وارد شده باید مواضعش شفاف باشد و نگاه خود را مستقل از مثلا روسیه تعریف و به اطلاع عموم برساند و اعلام نماید با هیچ یک از ملیتهای سوریه با هر زبان و مذهبی مشکلی ندارد و قصدش کمک به ایجاد صلح و برادری وعدالت در این کشور می باشد و ...حاضر هست در شرایط خاص میانجیگری نماید و از این قبیل مواضع ...ودر این زمینه دائم با طرفهای متفاوت تماس بگیرد و بخواهد اگر به صلح هم راضی نیستند حداقل در زمینه امداد رسانی به مجروحین و ساکنین عادی و ...که جزء حقوق بشر اسلامی هستند به تفاهم برسند و...در این صورت در فردای روز پایان جنگ ترکشهای کینه های انباشته شده کمتر به ایران اصابت خواهد کرد البته عقل هم همین را می گوید ...-و می دانیم که کل قضیه به این سادگی هانیست و باید بیشتر مسئله از ابعاد مختلف کاوش شود -بهترین کار درایران اینست که سعی در زدودن نگاه پان فارسیسم از تحلیلها ی اطاق های فکر به مناطق غیر فارس ایران داشته باشد و با نگاه امنیتی و مضنونانه بخصوص به ترکهایی که خواهان تدریس زبان وادبیات ترکی در کلیه سطوح مدارس در تمام کشور به همراه زبان فارسی هستند نداشته باشد و به این حقوق آنها را تامین نماید شک نداشته باشد در صورت اتخاذ چنین تصمیمی انقلاب اسلامی چنان تناور ومستحکم خواهد شد و کشورهایی مانند عراق و جمهوری آذربایجان و...به این اتحاد بزرگ برادری اسلامی خواهند پیوست
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۵ ساعت 15:25 توسط حسن
|
